مقاله ای راجع به حضور زنان در اجتماع(   +  ) را به قلم خانم اکبری در این وبلاگ دیدم که مطالعه این مقاله مسائل و سوالات زیادی در ذهنم بوجود آورد .در اینجا به بیان پاره ای از این مسائل خواهم پرداخت
اولین سوال این بود که بالاخره زنان از این تحولات خوشحال هستند یا نه ؟
یا اینکه بالاخره ما در این مقاله می خواهیم از دید کمی به حضور زنان در جامعه نگاه کنیم یا کیفی ؟
آیا اگر حضور کمی زنان در صحنه های مختلف اجتماعی بیشتر شده باشد ولی از نظر کیفی همانگونه که نویسنده مقاله نیز اشاره کرده است دچار چالشهای فراوان باشد ، می تواند پیشامدی رضایت بخش و خوشحال کننده برای جامعه بانوان باشد ؟
برای پاسخ به سوال اول لازم دیدم این تحول و عوامل بوجود آورنده آن را از دیدگاه نویسنده باز بینی و موشکافی کنم که امیدوارم این کار به درستی صورت گرفته باشد .نویسنده مقاله دلایلی را از جمله آسيب ديدن هژموني(سلطه)فرهنگي و ايدئولوژيك حاكم در طي 25 سال گذشته - تغيير ساختار خانواده و گسترش خانواده ي هسته اي پدر سالار و همچنين تغييرات دروني ساختار اقتصادي را بر شمردند که باعث پر رنگ تر شدن حضور زنان در صحنه های اجتماعی شده
با نگاهی اجمالی به این دلایل خواهیم دید در این برشمردن دلایل ، اصلی ترین عامل که همان افزایش توانایی ها و آگاهی های زنان است فراموش شده و نا دیده گرفته شده استمهر تأیید بر این برداشت ، قسمتی از مقاله است که به مقاومت قشر متوسط جامعه در برابر حضور زن در جامعه می پردازد . چرا که این قشر ، مشکلات مالی کمتری دارد و خوب علی القاعده با از بین رفتن علت ، معلول ، که همان حضور زن در عرصه های اجتماعی است نیز از بین خواهد رفت .اگر تنها عواملی که توسط نویسنده ذکر شده باعث افزایش حضور زنان در اجتماع شده است ، این حضور تاسف بر انگیز است نه خوشحال کننده چرا که توانایی های زنان در این دیدگاه نا دیده گرفته شده و به نوعی جامعه در پذیرش و بکار گیری ایشان مجبور و ناچار نشان داده شده . هر چند در این مقوله نیز شاید اگر با دیدی واقع گرایانه به مسأله نگاه کنیم خواهیم دید که نگاه اکثریت جامعه به حضور زنان در عرصه های مختلف اینگونه است و در واقع زنانی که با تکیه به توانایی های خود پا به اجتماع گذارده اند نسبت به زنانی که به دلیل مشکلات خانواده ها و نیازهای جامعه در فعالیت های اجتماعی شرکت می کنند عده ی کمی را تشکیل می دهند اما در اینجا بحث بین واقعیت ها و حقیقت ها مطرخ نیست بلکه دیدگاه ها بررسی می شوند برای روشن تر شدن این موضوع بد نیست به این نکته اشاره کنم که نویسنده ی مقاله خود بعنوان جزئی از جامعه زنان ، درباره حضور قشر زنان در جامعه چنین می اندیشد که مشکلات جامعه و خانواده ها این امکان را به زنان داده تا خودی نشان دهند . با فرض صحیح بودن این دیدگاه اگر روزی جامعه و خانواده ها راه حلی برای مشکلات خود پیدا کنند دیگر جایی برای فعالیت های زنان در جامعه باقی نمی ماند . چرا که اگر زنان حضور خود را منوط به وجود پاره ای مشکلات و نیازها در ساختار جامعه و خانواده بدانند دیگر دلیلی برای ارتقاء سطح توانایی ها و آگاهی ها در خود نمی بینند و این مسأله می تواند عاملی بازدارنده در راه پیشرفت جامعه زنان باشد که به استسمار بیشتر ایشان خواهد انجامید   در پایان یاد آور می شوم هرچند در واقعیت ممکن است اکثریت جامعه دیدگاهی مشابه دیدگاه نویسنده مقاله در خصوص حضور زنان در عرصه های اجتماعی داشته باشند اما این تکلیف سنگین بر عهده ی زنان است که جامعه را به سوی این باور سوق دهد که نقش توانایی ها و آگاهی های ایشان در این مقوله نباید نا دیده گرفته شود .مادامی که زنان ، خود به این باور نرسند که توانایی ها و آگاهی هایشان باعث حضور پررنگ ترشان در جامعه شده است این حضور ، حضوری نا مبارک است

 « حبیب رستگارنیا »