نمی خواستم بیشتر از این به این فوتبال بپردازم ولی نظرات مهدی راجع به نقش آقای فردوسی پور باعث شد تا بیشتر به این موضوع بپردازم . در ابتدا نظرات دوست عزیزم مهدی را میذارم كه البته در قسمت نظرات پست مرثیه ای برای یك رویا هم ببینید . ضمنا از نقد و نظرات دیگر عزیزان هم استقبال می كنیم . در مورد نظرات هم باید بگویم كه خیلی از دوستان هستند كه فقط ظاهر و تیترهای سایت و وبلاگ ها را می خوانند و زحمت مشاركت و اظهار نظر را به خود نمی دهند . متاسفانه این روندی ست كه در خیلی از سایت ها دیده می شود و شاید نشانگر سطحی نگری و سرسری گرفتن باشد . در كل می گویم و نه در مورد وبلاگی كه خودم اداره می كنم : ارائه ی نظر و همچنین انتقاد و مخالفت در جایی كه شاید یكی از آخرین مكانهایی ست كه در آن می توان به اظهار آزاد عقیده پرداخت باعث ایجاد گفتگو میان افكار مختلف در سرزمینی كه مدتهاست تفكر آنچنان در آن یك سویه شده كه هر تخلف و ایستادگی برابر آن مساوی ست چوب و چماق و زندان می گردد . ضمنا اول از همه به دوستان خودم در انجمن سایه گله دارم که تا به حال جز چند نفرشان در موارد خاص دیگر حضوری از کسی ندیده ام .
این هم نظر مهدی :
عادت كرده ایم همه چیز را پیشگویی كنیم:
هنوز نیم ساعت به پایان بازی مانده عادل خان فرودوسی پور مرد اول مافیای رسانه ای فوتبال چنان به به و چه چهی از عملكرد تیم ملی راه انداخته بود كه نگو. اما به یكباره ورق برگشت و علی دایی مقصر اصلی اشتباهات فردی میرزا پور و رضایی شد. و در همان لحظه فردوسی پور فراموش كرد كه تیم همیشه ناهماهنگ ایران در بیشتر مواقع با گل های علی دایی از منجلاب بیرون آمده
تنها مردی كه عاشقانه برای تیم كشورش بازی می كند و جالب كه خود فردوسی پور قبلا به آن اشاره كرده. فردوسی پور نگفت: میرزا پور از یك بغل پای ساده عاجز است نكونام تنبل شده كریمی می ترسد ( از مصدومیت ) رضایی توپ را نمی تواند استپ كند و ... اما گفت كه علی دایی در خط دفاع خوب بازی می كند ( برای تحقیر او در بازی در خط حمله ) و این نهایت بی انصافی در حق مردی بود كه به خاطر عشق به تیم كشورش بارها زیر تیغ جراحان رفت
عارف جان نظر تو را در مورد پیوند آسیب های فوتبال با سیاست قبول دارم اما به نظر تو برای مرثیه خواندن كمی زود نیست. هنوز كورسوی امیدی هست
فردوسی پور به خوبی می دانست كه این حرف ها را كجا و در چه زمانی می زند: اولین بازی ایران در جام جهانی كه ده ها میلیون ایرانی آن را مشاهده می كنند و این بهترین فرصت بود برای این كه نشان دهد نه تنها پیشگو و فراموشكاریم كه قدر نشناس هم هستیم.
و اما جواب بنده : ( البته نه جواب که حرف هایی که دوست داشتم بگم و این بهانه ی خوبی بود برای گفتن )
می دانم كه در موقع شكست همیشه مردم دنبال یك قربانی می گردند و چه قربانی بهتر از بازیكنان ، مربی و فدراسیونی كه مدتهاست زیر تیغ انتقادات هستند و علی دایی در راس آنها . و حالا تك تك به بررسی تمامی كسانی كه زیر انتقاد قرار دارند می پردازم . البته همانطور كه گفتم پرداختن به آن شاید كمی سطحی نگری باشد ولی خود می تواند نشانگر بی عدالتی ، استبداد و یك سویه نگری در فوتبال ما كه جدا از سیاست و اقتصاد و مسائل دیگر كشورمان نیست باشد :
علی دایی : مهاجم 38 ساله ی ایران كه بیش از 100 گل ملی در كارنامه اش دارد و تنها در جام جهانی موفق به گل زنی نشده . یك نسل از مهاجمان ایران را در حسرت حضور در تركیب تیم ملی نگه داشته . خبرهای بسیاری از دخالت و نفوذش در تیم ملی شنیده می شود و همچنین انگیزه های مادی برای تداوم حضور در تیم . كه از آن جمله زد و بند مربی و این بازیكن در بازی ژاپن بود كه در صورت نیاز مربی به تعویض ، او به اصطلاح پایش را بگیرد و اظهار مصدومیت كند ( به نقل از روزنامه شرق 23 خرداد 84) كه گویا در حال تكرار شدن است ،نفوذ او در انتخاب و عدم انتخاب بازیكنان كه نمونه ی بارز آن دعوت نشدن ایمان مبعلی به تیم بعد از درگیری اش با وی بود و موارد دیگری كه فقط شنیده یا مشاهده می شود ولی در خفا و به مرور زمان و اكثرا به نفع این بازیكن با نفوذ حل می شود . هیچ كس نمی تواند منكر زحمات علی دایی در جوانی به تیم ایران شود ولی خیلی واضح است كه هر بازیكنی تاریخ مصرفی دارد و تاریخ مصرف این بازیكن مدت هاست پایان یافته و حضور او در تیم ملی به هر دلیلی به جز متهم كردن وی و تخریب شخصیت و زیر سوال رفتن تمامی زحماتی كه كشیده اثر دیگری ندارد . علی دایی در زمین راه می رفت . به خاطر صحبت های فردوسی پور این را نمی گویم بلكه به اعتبار مفسرین شبكه های خارجی كه فكر نمی كنم با علی دایی پدر كشتگی داشته باشند .
ابراهیم میرزاپور : دروازه بانی كه میروسلاو بلاژویچ به تیم ملی آورد و در ابتدا امید زیادی به وی می رفت كه ضعف های مشهودی مانند بازی با پا داشت ( بازی ایرا در مقابل عراق در بازیهای مقدماتی جان جهانی 2002 كه دفع ناقص توپ توسط میرزاپور باعث گلزنی عماد رضا مهاجم تیم عراق شد ) كه با قول هایی كه این بازیكن و مربیان حرفه ایش !! داده بودند به بازی و سلطه اش درون دروازه ی ایران ادامه داد و دروازه بانهای دیگر ایران را در حسرت حتی آزمایشهایی كوچك گذاشت . و این اواخر اوضاع به شكلی بود كه گویا این دروازه بان از بی رقیبی ( البته به لطف مربیان ) انگیزه ی بازی اش را در سطح باشگاهی و ملی از دست داده بود كه نمود آن را در آخرین بازی ایران در برابر مكزیك می توانیم بینیم . دروازه بانی كه هیچگونه عكس العمل و رفلكس مناسبی در این بازی نداشت تا همه ی ایرانیان با حسرت به تماشای حركات دروازه بان مكزیك بنشینند كه تك موقعیتهای ایران را دفع می كرد .
محمد نصرتی : مدافعی كه شایع است كه به خاطر نسبت فامیلی اش با یكی از مسئولین رده بالای ملكتی به تیم ملی دعوت می شود . مدافعی كه شاید بتوان یكی از مهربان ترین مداففعان جهان در برابر مهاجمان حریف دانست . و با این وجود همواره از نفرات ثابت ایران بوده و با وجود بازیكنانی كه در سمت چپ بازی می كنند از این بازیكن به عنوان دفاع چپ كه پست تخصصی اش نمی باشد و بعضا در هر پستی كه تیم در آن پست كمبود داشته باشد استفاده می شود . گل صعود ایران به جام جهانی در برابر بحرین نیز نمی تواند این همه معایب این بازیكن را بپوشاند .
و از بقیه ی بازیكنان هم علی كریمی كه مشخص نیست به خاطر مصدومیتش یا ترس از دوباره مصدوم شدنش اینقدر بد بازی می كند . محرم نویدكیا كه در آخرین لحظات به جای ستار زارع ( در ابتدا قرار بود هادی شكوری ) به تیم ملی دعوت شود كه به تازگی از مصدومیت رها شده و مدتها بازی و تمرین جدی نداشته . گفته می شود انتخاب این بازیكن به پیشنهاد یکی از دلالان بازیکن و برای مسائل ترانسفرش به آلمان انجام شده .و دیگر بازیكنانی كه تقریبا هیچ كدام بازی شاخصی انجام ندادند جز اندرانیك تیموریان تا باز هم مربی كاسه كوزه ها را سر مهرزاد معدنچی و اشتباهات فردی بازیكنان خراب كند .
برانكو ایوانكوویچ : در این مورد این مربی بسیار می توان نوشت . مربی سیاهكاری كه تیم كاملی را با محمد دادكان و علی دایی می سازد . ایوانكوویچ دستیار بلاژوویچ كه با استفاده از تجربیات این مربی نگون بخت توانست مدت زیادی را خوش شانسی و توجیهات سفسطه وارش دوام بیاورد . توجیهاتی كه این مربی بعد از شكست ها می آورد آنقدر بچه گانه است كه فقط به آنها خندید و حرص خورد . برای مثال در توجیه شكست از مكزیك این تیم را دارای جایگاه چهارم در جدول فیفا می داند . همه می دانند كه این جدول اصلا نمی تواند معیاری برای تعیین قدرت تیم ها باشد و یا از غیر قابل استناد ترین آمارها مدرك می آورد . و نمونه های بسیار دیگر كه او را تا سطح یك دلال بازیكن پایین می آورد . صعود ایران به جام جهانی نیز فكر می كنم از خوش شانسیهای این مربی بود و گرنه ایران در همان مرحله ی نخست باید حذف میشد . دربازیهایی كه صعود این چهار تیم از قبل قطعی می نمود . در ترسو بودن این مربی نیز همین نكته بس كه دوست او زلاتكو تیروسویچ كه اطلاعات بسیاری را از حریفان ایران برای او بدست آورده با بد و بیراه گفتن به برانكو و انتقاد بسیار از روش بازی مقابل مكزیك او را موجودی ترسو خوانده و اردوی تیم ملی ایران را ترك كرده . آینده در مورد او بهتر قضاوت خواهد كرد .
محمد دادكان : رئیس فدراسیون فوتبال كه خودكامگی ، حق خوری و لجاجت را از حد گذرانده و جالب اینكه خود زیر دست آدمی همچون خودش قرار گرفته و به طور حتم بعد از جام جهانی او را نخواهیم دید . و اما دادكان كه بارها و بارها حق تیم های شهرستانی را خورده . به خصوص در مورد تیم صنعت نفت آبادان كه در مقابل مردم یك استان ایستاد و دیدیم كه قدرت او بیشتر از قدرت خواسته های به حق یك استان و تیم اش بود . این بار در برابر یك ملت ایستاده و تا به حال كه زورش بیشتر بوده . او كه خیلی از مسائل را شامل مرور زمان نموده و به نفع خود حل کرده ، خودش هم به زودی شامل مرور زمان خواهد شد .
مسلما مشكلات ایران تنها اینها نیستد . تاریخ نشان داده كه همیشه مسائل اصلی از پشت پرده كنترل شده و می شود . نشان داده كه آرای 70 میلیون نفر چطور به سخره و احساساتشان به بازی گرفته می شود و آب از آب هم تكان نمی خورد .