یادی از فروغ

سلام دوستان

امروز روز آخر ماه بهمن است. قصد داشتم یادی از بزرگان این ماه داشته باشم  ولی متاسفانه فرصت نشد و ولی سعی می كنم به طور منظم  یادی داشته باشم از بزرگان فرهنگ و هنر و طی روزهای آینده روی وبلاگ میگذارم . امروز هم در مورد فروغ فرخزاد شاعر بزرگ معاصر كشورمان كه 24 بهمن سالروز مرگ اوست می نویسم . ضمنا به  آثار ایشان نیز در قسمت كتابخانه می توانید دسترسی پیدا كنید .

قبل از آن لازم می بینم پاسخ دوستانی كه پیغام گذاشته اند را بدهم .  تشكر می كنم از ایراندخت ، امیر ، سیاوش ، نون آزاد و تیامعزیز و ممنون از نظراتشون  . جناب محمود رضا هم خیلی از دست من عصبانی بودند و به مرا به دزدی متهم نمودند كه البته من جواب ایشان را برایشان ارسال كردم كه در رابطه با مطلب سپندار مذگان بود كه گویا منبع اصلی این مطلب سایت ایشان (زنده رود) بود . همانطور كه قبلا گفته بودم این مطلب را از یكی از دوستانم در یاهو 360 گرفتم و متاسفانه منبع آن را نمی دانستم . به هر حال امیدوارم كه این سو ء تفاهم برای ایشان برطرف شده باشد . 

 از این به بعد سعی میكنم شرح جلسات انجمن را روی وبلاگ بگذارم . ضمنا به خاطر مشكل بلاگرد لینك دوستان رو به بلاگ رولینگ منتقل كردم و از اینكه لیك دوستان چند روز دیده نمیشد عذر می خواهم . و نوبت می رسد به فروغ

فروغ فرخزاد و این منم

زنی تنها

در آستانه ی فصلی سرد

در ابتدای درك هستی آلوده ی زمین

و یأ س ساده و غمناك آسمان

و ناتوانی این دستهای سیمانی ...

روز 24 بهمن 1345 آخرین برگ از دفتر زندگی این شاعر برجسته ورق خورد. فروغ در این روز بر اثر تصادف رانندگی در جاده دروس-قلهک جان باخت- خود فروغ مدتی قبل از مرگش در جایی نوشته بود می ترسم قبل از آنچه فکر می کنم بمیرم و کارهایم نا تمام بماند و این درد بزرگیست.
جسم بی جان فروغ را روز چهارشنبه 26 بهمن ماه با مراسم تشیعی با شکوه توسط نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیر الدوله به خاک سپردند.


یادش گرامی باد .

سالروز اعدام خسرو گلسرخی

جهان ما 
به دو چیز زنده است 
اولی شاعر
و دومی شاعر
و شما
هر درو را كشتید
اول : خسرو گلسرخی را 
دوم : خسرو گلسرخی را ......

( رضا براهنی)

” من یك فدایی خلق ایرن هستم و شناسنامه ی من جز عشق به مردم چیزی دیگر نیست . من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه ی ایران تقدیم می كنم و شما آقایان فاشیست ها كه فرزندان خلق ایران را بدون هیچ گونه مدركی به قتلگاه می فرستید ، ایمان داشته باشید كه خلق محروم ایران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت . شما ایمان داشته باشید از هر قطره خون ما صدها فدایی بر می خیزد و روزی قلب همه ی شما را خواهد شكافت . شما ایمان داشته باشید كه حكومت غیر قانونی ایران كه 28 سیاه مرداد به خلق ایران توسط امریكا تحمیل شده در حال احتضار است و دیر یا زود با انقلاب قهرآمیز توده های ستم كشیده ی ایران درو و واژگون خواهد شد . “
شاعر و نویسنده ی خلق ایران 
خسرو گلسرخی ( امضا)

و ضمنا یك عدد حلقه ی پلاتین ( طلا سفید ) و مبلغ یك هزار و دویست ریال وجه نقر به خانواده ام یا زنم بدهند .

خون ما پیرهن كارگران 
خون ما پیرهن دهقانان
خون ما پیرهن سربازان
خون ما پرچم خاك ماست .

( متن وصیت نامه ی خسرو گلسرخی )

خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده ی آزاده ی ایرانی بهمن ماه سال ۱۳22 چشم به جهان گشود و درچنین روزی یعنی 29 بهمن ۱۳52 در میدان چیت گر تهران تیرباران شد . یادش گرامی باد .

والنتاین ایرانی (سپندار مذگان)

همانطور كه در دو پست قبل گفته بودم و البته بعضی از دوستان ظاهرا توجهی به آن نكرده بودند قرار بود كه در مورد والنتاین ایرانی مطلبی بنویسم كه در ادامه می توانید آن را مطالعه كنید . با توجه به توضیحات داده شده امشب باید شب والنتاین یا بهتر بگویم سپندارمذگان است .

کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است! جالب استبدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می­کردند و علاوه بر اینکه ماه­ها اسم داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می­ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می­نگرد و همه را چون مادری در دامان پرمهر خودامان می­دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می­پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می­شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می­شد، جشنی ترتیب می­دادند متناسب با نام آن روز و ماهمثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می­گرفتهمین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می­گرفتند. سپندار مذگان جشنزمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می­­کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می­دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تحت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می­کردند. ملت ایران از جمله ملت­هاییاست که زندگی­اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت­های گوناگون جشن می­گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می­گذرانده­اند. این جشن­ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان­بینی ایرانیان باستان استاز آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم­ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت­ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته­اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره­های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شده­اند نیست! بلکه ارزشی است که آن ملت در زادخانه فرهنگی بشریت دارد

شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن (والنتاین) به 29 بهمن (سپندار مذکان ایرانیان باستان) منتقل کنیم.
دوست عزیزم جناب علی اکبر کرمانی نیز نکاتی را متذکر شدند که ضمن تشکر از ایشان می توانید در ادامه مطالعه نمائید .
اسفندگان از جمله جشن های ماهیانه ای است كه با صد افسوس، از گذشته ی برپایی آن آگاهی چندانی نداریم. اما بنا بر گفته ابوریحان بیرونی در ایران قدیم جشنی با نام مزدگیران یا مردگیران در بین مردم رواج داشته است. از ویژگیهای این جشن كه زمان برگزاری آن 5 روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت كامل زنان از كار و تلاش و كوشش، و فرمانبرداری كامل مردان از زنان بوده است. در این چند روز به پاس تلاش یكساله زنان، مردان وظایف ایشان را بر دوش گرفته و با این كار، فعالیت های یك زن را تجربه می كردند و در عین حال دادن هدیه در این روز به زن خانه از آداب و رسوم جشن بوده است. به هر حال آنچه كه می دانیم ویژگی این جشن است كه به نام سپنته آرمئیتی یا فروزه از خود گذشتگی و فروتنی و مهر بی پایان ، مزین است. سپنته آرمئیتی (سپندارمذ) یا اسفند امروزی ، نام چهارمین امشاسپند و نام پنجمین روز هر ماه است كه در جهان مادی نگهبان زمین می باشد. سپنته آرمئیتی ، فروزه ای است با ویژگیهای زنانه و مادرانه یعنی مهر و عشق بی پایان و تواضع و فروتنی كه به راستی زمین نمادی نیكو بر آن است.                         
بنابر سالنامه زرتشتی ، روز اسفند از ماه اسفند یعنی پنجمین روز از این ماه و بنابر تقویم امروزی، 29 بهمن ماه روز سپاسداری از جایگاه زنان و مادران است.

علل عدم توجه روشنفكران به مسائل كارگری

«بررسی علل عدم توجه روشنفكران به مسائل كارگری » 

 جلسه این هفته ی حوزه ی علوم انسانی انجمن سایه به بررسی « علل عدم توجه روشنفكران به مسائل كارگری » اختصاص دارد كه این جلسه روز جمعه 28 بهمن 84 ساعت 17 برگزار می گردد . گفتنیست جلسات حوزه ی علوم انسانی انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته جمعه ها ساعت 17 برگزار می شود . از عموم علاقه مندان دعوت می شود در این جلسات شركت كنند .  

محل برگزاری جلسات :

اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه

3331930-3331760-0611

تاریخچه ی والنتاین

همگی روز والنتاین را  به نام روز  عشاق می شناسیم . بد نیست كه تارخچه ی این مراسم را بدانیم . این مطلب را از وبلاگ یكی از دوستانم در 360 برداشتم  . ضمنا مطلب دیگری هم در مورد والنتاین ایرانی هست كه در پست بعدی قرار خواهم داد . خوندنش خالی از لطف نیست . این روز رو به تمام كسانی كه طعم عشق را چشیده اند و به معنی آن رسیده اند تبریك می گویم .

امروزه کلیسای کاتولیک از سه قدیس یاد میکند که همگی والنتاین نام دارند و هر سه نفر آنها شهید عشق و محبت هستند.یکی از افسانه ها حاکی از آن است که وا لنتاین که در قرن سوم میلادی و در روم باستان زندگی میکرده است, هنگامی که امپراتور کلادیوس دوم به این نتیجه می رسد که سربازان مجرد در مقایسه با سربازان متاهل باکفایت تر و قدرتمندتر هستند, ازدواج مردان جوان را غیر قانونی اعلام میکند تا بدین ترتیب بر تعداد سربازانش افزوده شود. وا لنتاین که این حکم را بسیار ناعادلانه میداند از فرمان کلادیوس سرپیچی میکند و مردان و زنان جوان را درخفا به عقد یکدیگر در می آورئ. هنگامی که کلادیوس از این عمل وا لنتاین آگاه می شود, وی را به مرگ محکوم میکند. عده ای دیگر میگویند که علت کشته شدن وا لنتاین تلاش وی برای فراری دادن آن عده از مسیحیانی بودکه در زندانهای روم اسیر بودند و به شدت مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار میگرفتند.

بر اساس یکی دیگر از افسانه ها, وا لنتاین خودش اولین "هدیه وا لنتاین" را برای معشوقش می فرستد. می گویند هنگامی که وا لنتاین در بند بوده, دلداده دختر جوانی می شود که بنا به روایتی دختر زندانبان آن زندان بوده است. پیش ازمرگش, نامه ای برای آن دختر نوشته و در پایان چنین امضا میکند "وا لنتاین تو " و این عبارتی است که امروزه نیز در پایان برخی نامه ها به چشم میخورد. همانطور که گفته شد اگر چه حقیقت وجودی وا لنتاین در پرده ای از ابهام فرو رفته است, درتمامی افسانه ها شاهد هستیم که وا لنتاین پیکره و حقیقت نمادی از همدلی , دلسوزی و از همه مهمتر عشق است. بنابراین تعجبی ندارد که درسده میانه (یعنی همان قرون وسطی) وا لنتاین یکی از محبوبترین و معروفترین قدیسها در انگلستان و فرانسه بود. در حالی که عده ای اعتقاد دارندکه روز وا لنتاین را به مناسبت سالگرد مرگ وا لنتاین جشن میگیرند-که احتمالا حدود سال 270 بعد از میلاد اتفاق افتاده است- عده ای دیگر ادعا می کنند کلیسای مسیحیت از آن رو روز وا لنتاین را جشن می گیرند که به فستیوال شرک آمیزو کافرانه لوپرکالیا جنبه تقدس و دینی ببخشند. در روم باستان, فصل بهار رسما در ماه فوریه آغاز میشدو اعتقاد داشتند که ماه فوریه ماه تصفیه و پاک شدن از پلیدیها است. آنها خانه هایشان را کاملا تمیز میکردند. آنگاه نوعی گندم را به نمک می آمیختند و آن را در همه جای خانه می پاشیدند. فستیوال لوپرکالیاکه روز 15 فوریه آغاز میشد به فایُونوس , الهه زراعت در روم باستان و نیز به رمولوس و رموس- بنیانگذاران روم- اختصاص داشت. برای شروع فستیوال , اعضای لوپرسی که تعدادی از کشیشان رومی بودند, در دهانه یک غار مقدس گرد هم می آمدند. بنیانگذاران روم اعتقاد داشتند که آنها در این غار توسط یک گرگ ماده حمایت می شوند. آنگاهکشیشان رومی یک بز را به نیت حاصلخیزی و یک سگ را به نیت تزکیه قربانی می کردند. آنگاه پشم بز رامی چیدند, آنها را به خون خودش آغشته میکردند, به خیابانها می رفتند و پس از مالیدن پشم آغشته بهخون بز به صورت زنان به مزارع گندم رفته وآنجا رانیز غرق به خون میکردند. البته زنان از این عمل بسیار هراسان می شدند, با این همه اعتقاد داشتند که سال آینده برایشان سالی پرثمرونیکو خواهدشد.

همچنین بر اساس یکی دیگر از افسانه ها, همه دختران مجرد شهرعصر همان روز اسامی شان را روی یک تکه کاغذ نوشته وآن را در یک بستو(گلدانی ویژه برای نگهداری وسایل گرانقدر) می ریختند. آنگاه هر کدام از پسران مجرد شهر یکی از آن اسامی را از داخل بستو در می آوردند و با صاحب آن نام آشنامی شدند. این کاراغلب به ازدواج می انجامید. پاپ اعظم گلاسیوس, نخستین بار در حدود 498پس از میلاد, روز 14 فوریه را روز سنت وا لنتاین قرارداد. بنابراین روش قرعه کشی رومیان برای انتخاب همسر ضدمذهب و غیرقانونی اعلام شد. بعدها,انگلیسی ها و فرانسویها درقرون وسطی بر این باور شدند که 14فوریه آغاز فصل جفت گیری پرندگان است و خود به رشد این رای منجر شد که روز وا لنتاین را باید جشن گرفته و گرامی بدارند. یکی از قدیمی ترین وشناخته شده ترین عشاق نامه های نوشته شده, شعری است که چارلز, دوک اورلیُان هنگام اسارتش دربرج لندن که به دنبال جنگ آگین کورت اتفاق افتاد به یاد همسرش می سراید. در قرن هفدهم در بریتانیای کبیر بود که روز وا لنتاین را در سرتاسر کشورجشن گرفتند. در اواسط قرن هجدهم, دوستان ودلدادگان از هر طبقه اجتماعی که بودند در این روز به یکدیگر هدایای کوچک یا نامه های عاشقانه می دادند. در پایان قرن هجدهم با توجه به گسترش صنعت چاپ در جهان کارتهای چاپی جایگزین دست نوشته ها شدند. در آن زمان که مردم را از ابراز احساسات فراوان منع میکردند, کارت های از پیش آماده شده بهترین روش برای نشان دادن احساسات وعلایق یک فرد به شمار می رفت. همچنین هزینه بسیار نازل پست بهترین مشوق برای علاقه مندان به این سنت محبوب به شمار می رفت. در سال های بین 1700 تا 1710 بود که امریکایی ها نیز به جرگه برگزارکنندگان روز وا لنتاین پیوستند. بر اساس گزارشات آماری, ارسال بیش ازیک میلیارد کارت وا لنتاین باعث شده است کخ این روز به عنوان دومین روز در تمام سال باشد که طی آن بیشترین تعداد کارت تبریک ردو بدل می شود(تعداد کارت های ارسال شده برای گرامی داشت کریسمس 6/2 میلیارد برآورد شده است). تقریبا 85 درصد هدایای وا لنتاین توسط زنان خریداری می شود. علاوه بر ایالات متحده,در کشورهای کانادا, مکزیک, انگلستان, فرانسه و استرالیا نیز روز وا لنتاین را جشن می گیرند

تپه هایی چون فیل های سفید

شهر اهواز در این روزها حال و هوای بهاری دارد و انگار نه انگار كه بهمن ماه است . آب رودخانه كارون هم آنقدر بالا آمده كه مقداری از پارك ها و خیابان های كناری زیر آب رفته . خلاصه در این آب و هوای بهاری كه البته هیچ ثباتی هم ندارد جلسات انجمن سایه بر طبق روال برگزار می شود و در جلسه ی این هفته ی حوزه ی ادبیات داستان كوتاه« تپه هایی چون فیل های سفید » اثر ارنست همینگوی در روز چهارشنبه 26 بهمن 84 ساعت 17 برگزار می شود . متن این داستان را در صفحه ی ادبیات گذاشته ام . ضمنا در قسمت كتابخانه و به عنوان افتتاحیه نیز داستان كوتاهمدال های جنگی بسیار در بازار بی خریدار اثری از همین نویسنده را قرار داده ام امیدوارم كه مورد استفاده تان قرار بگیردزندگی نامه و آثار همینگوی را نیز در اینجا ببینید . گفتنیست جلسات حوزه ی ادبیات انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته چهارشنبه ها ساعت 17 برگزار می شود . از عموم علاقه مندان دعوت می شود در این جلسات شركت كنند .

محل برگزاری جلسات :

 اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه

3331930-3331760-0611

جشنواره فرهنگی هنری کودک

انجمن فرهنگی هنری سایه در مهرماه امسال یعنی سال 84 اقدام به برگزاری یك جشنواره با عنوان جشنواره ی فرهنگی هنری كودك به مناسبت روز جهانی كودك در شهر اهواز نمود كه چند قسمت را شامل می شد . جدا از نمایشگاه كتاب و كارگاه های آموزشی از اساتیدی در زمینه های مرتبط با این موضوع برای حضور و سخنرانی در این جشنواره دعوت بعمل آمد . كه متاسفانه من به علت درگیری در جشنواره و مشغله ی زیاد در آن مقطع نتوانستم متن سخنرانی ها را روی وبلاگ بگذارم و این كار به مرور انجام شد . درسته كه كمی دیر شده ولی مطالعه ی اونها خالی از لطف نیست . امروز هم آخرین سخنرانی این مراسم رو براتون در صفحه ی ادبیات میذارم . كه مربوط به سخنرانی آقای امین فقیری نویسنده ی باصفای شیرازی كه با موضوع بن‌مایه‌های ادبیات كودكان و نوجوانان ایراد نمودند . در روزهای دیگر جشنواره نیز این اساتید سخنرانی كردند . استاد علی اشرف درویشیان با موضوع حاشیه ای بر ادبیات كودكان ، جناب محمد بهارلو  با موضوعمعنا شناسی قصه های عامیانه (كودك) ، خانم عاطفه سلیانی با موضوع تاریخ ادبیات كودكان ، خانم فاران حسامی با موضوع كودك آزاری ، دكتر فاطمه قاسم زاده با موضوع موانع تحقق حقوق كودك و بالاخره استاد حسین دهلوی در مورد كودكان و موسیقی . ضمنا عكسهای جشنواره هم توی فوتوبلاگ گذاشتم . امیدوارم كه مورد استفادتون قرار بگیره .

«دانشجو ، اشتغال ، فرار مغزها »


 جلسه این هفته ی حوزه ی علوم انسانی انجمن سایه با موضوع «دانشجو ، اشتغال ، فرار مغزها » در روز جمعه 21 بهمن84ساعت 17 توسط یوسف فرهادی ارائه می گردد . گفتنیست جلسات حوزه ی علوم انسانی انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته جمعه ها ساعت 17 برگزار می شود . از عموم علاقه مندان دعوت می شود در این جلسات شركت كنند .  

محل برگزاری جلسات :

کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه

3331930-3331760-0611

شعری از حسین عارف زاده

قلبی افتاد

نشکست

زمین خورد

نشکست

غلط خورد

نشکست

در رود افتاد

نشکست

از آبشار افتاد

نشکست

به ساحل رسید

پاییز بود ...

 

 

حسین عارف زاده

اپرای مانا و مانی حسین دهلوی در پاریس اجرا شد

این خبر برای من خیلی خوشحال كننده بود . چون در جشنواره ی فرهنگی هنری كودك كه مهر ماه امسال توسط انجمن ما در اهواز برگزار شد با  استاد حسین دهلوی از نزدیك آشنا شده بودم  و شور و اشتیاق وی را برای اجرای كارهایش كه به قول خودشان فرزندی  بود كه هنوز متولد نشده را دیده بودم و البته و صد البته حسرت او برای اجرای آثارش در ایران . به خصوص در مورد اثر مانی و مانا . در مراسم روز جهانی كودك یونسكو اعلام كرده بود كه هر كس می تواند هدیه ای به كودكان جهان بدهد و استا د دهلوی هم اپرای مانی و مانا را در طول سه سال ساخت كه متاسفانه با وجود تلاشهای فراوان استاد كه حتی با رئیس جمهور سابق نیز در مورد آن صحبت كرده و قولی نیز گرفته بود به جایی نرسید .  جفا كاری و كم لطفی در حق هنرمندان در كشور ما چیز تازه ای نیست . هنرمندانی كه به خاطر وسر افرازی آن هر كاری می كنند و به گفته ی خود استاد : «اگر ما چنین كارهایی عرضه كنیم، مردم دنیا دیگر فكر نمی‌كنند ما شتر سواریم و می‌فهمند كه سواد و فرهنگ داریم»

 با این وجود برای استاد خیلی خوشحالم كه بالاخره اپرایش را اجرا كرد هر چند كه در ایران نتوانست این كار را انجام دهد

این اپرا با ارکستر فیلارمونیک اسلواکی به رهبری علی رهبری و خوانندگی و اجرای بهرام تاج آبادی در پاریس اجرا شد . بهرام تاج آبادی خواننده و بازیگر این اپرا با اعلام این خبر گفت: چند روز پیش در پایان کنسرتم در شهر پاریس اعلام کردم که می‌خواهم یک بخش از یک اپرای ایرانی را اجرا کنم که این موضوع با تعجب حاضران همراه بود که مگر در ایران هم اپرا وجود دارد ؟

وی ادامه داد: من قبل از اجرا، این اپرا را بارها بارها با استاد کنسرواتوارم تمرین کرده بودم . امیدوارم حالا که اسم این اپرا و شخصیت‌های آن در پاریس و کشورهای اطراف آن مطرح شده است، بتوانیم آن را در ایران هم اجرا کنیم.

در لینك های زیر میتوانید اطلاعات بیشتری از استاد حسین دهلوی به دست بیاورید .

كارنامه ی استاد حسین دهلوی (هفت دهه تلاش برای موسیقی)

خصوصیات یك رهبر اركستر از نظر لئوناردو برنشتاین رهبر، آهنگساز و پیانیست بزرگ معاصر(به رهبری دهلوی)

گفتگوی حسین دهلوی با سایت گفتگوی هارمونیك

مراسم تجلیل از حسین دهلوی در خانه هنرمندان

سخنرانی استاد دهلوی در جشنواره فرهنگی هنری كودك – اهواز كه به همت انجمن سایه برگزار شد

حسین عارف زاده

تغییرات

سلام

شاید متوجه شده باشید كه كمی تغییرات در وبلاگ داده ام وچند قسمت جدید رو اضافه كردم

قسمت لینك های روزانه كه البته این یكی رو جابجا كردم و سعی می كنم سریع تر آپ بشه

فوتوبلاگ رو هم منتقل كردم به فلیكر كه بتونم توی صفحه ی اصلی هم عكسها رو بذارم . این عكسهایی هم كه می بینید رو تابستون گرفتم آخه الان توی اهواز عكس گرفتن هم مشكل شده . تا یه دوربین دستت ببینن بهت گیر میدن .

یكی دیگه هم قسمت كتابهای الكترونیكیه كه توی اون من سعی می كنم كتابهای الكترونیكی مفیدی رو كه برای دانلود روی اینترنت گذاشته شده رو بذارم . البته سعی معرفی مختصری از اونها رو هم بذارم .

خلاصه سعی می كنم كه این وبلاگ روز به روز بهتر بشه . البته با نظرات و راهنمائی های شما بزرگواران

پیروز باشید . حسین عارف زاده

زمینه های پیدایش فمنیسم در غرب۳

زمینه های پیدایش فمنیسم در غرب در حوزه ی علوم انسانی

 هفته ی قبل قرار بود سومین جلسه بخش مطالعات زنان با موضوع زمینه های پیدایش فمنیسم در غرب(جلسه ی دوم) برگزار شود كه این جلسه موكول شد به این هفته  و روز جمعه 14 بهمن 84  توسط پروا فاضلی ارائه می گردد . گفتنیست جلسات حوزه ی علوم انسانی انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته جمعه ها ساعت 17 برگزار می شود . از عموم علاقه مندان دعوت می شود در این جلسات شركت كنند .  

محل برگزاری جلسات :

کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه

3331930-3331760-0611

چپ ‌دست‌ها “‌ی گونتر گراس؛ پای‌بندی به چپ، توجه به راست

در مراسم نقد اين اثر ابتدا يكي از حاضران درمورد طرح اين داستان توضيح داد:« داستان از اين قرار است كه راوي با دوست‌اش (اريش) به يك ديگر با عصبانيت خيره شده‌اند و قصد دوئل دارند. راوي داستان و دوست‌اش هر دو چپ ‌دست و عضو انجمن چپ‌ دست‌ها هستند. علت دوئل با پرداختن به اختلافاتي كه درون انجمن به وجود آمده است براي ما روشن مي‌شود. جناحي در درون انجمن تنها به اهميت چپ ‌دست‌ بودن تكيه دارد و اصرار مي‌ورزند كه همه چيز به دست چپ ختم مي‌شود و هدف‌شان بزرگ‌نمايي و تاكيد بر اهميت يك‌جانبه چپ‌ دستي‌شان است. در مقابل جناح ديگري وجود دارد كه هدف خود را تقويت دست راست خود به مانند دست چپ‌شان مي‌دانند و تاكيد بر تقويت دست راست را دنبال مي‌كند. راوي و دوست‌اش، كه به نظر مي‌رسد عضو جناح اول باشند، پس از كشاكشي كه در درون انجمن چپ‌دست‌ها براي‌شان به وجود آمده و نيز كشاكش ميان خودشان تصميم به دوئل مي‌گيرند. »

وي ادامه داد:« ابتدا به نظر مي‌رسد كه طبق روال معمول دوئل يكي از طرفين كشته خواهند شد اما در انتهاي داستان متوجه مي‌شويم كه طرفين دست‌چپ يك ديگر را هدف قرار مي‌دهد و بعد با دست راست‌شان به پانسمان دست چپ مي‌پردازند. »

وي با اشاره به اين كه گونتر گراس در آثارش وضعيت‌هاي ويژه و استثنايي‌ را خلق مي‌كند كه با چاشني طنز خاص خودش هم‌راه است، عنوان كرد:« ويژگي مهم ديگر آثار اين نويسنده نگاه سياسي او به تاريخ اروپا و به خصوص تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي آلمان است. غالب آثار او نقدي بر فاشيزم آلمان است. با اين مقدمه، براي تحليل داستان ”چپ‌دست‌ها “ بايد كه ضمن نيم‌نگاهي به زندگي گونتر گراس به نظرات سياسي وي و عقايداش پيرامون چپ‌گرايان نيز پرداخت. »

در اين جلسه هم‌چنين خاطرنشان شد:« گونتر گراس قبل از انتشار رمان برجسته‌اش ” طبل‌حلبي“ به گروهي به نام ” گروه 47 “ مي‌پيوندد. اين گروه از هنرمندان و نويسندگان پيش‌رويي مانند هاينريش بل تشكيل شده بود كه از سياست محافظه‌كارانه دولت آلمان بعد از جنگ جهاني دوم انتقاد مي‌كرد و هم‌چنين معتقد به جنبش عدالت‌خواهانه پي‌گير از سوي احزاب چپ بود. گونتر گراس ترسي از فعاليت سياسي به شكل مشخص خود نداشت و معتقد بود كه هنرمند بايد در سياست دخالت كند و به هيچ وجه نگران ‌آسيب‌پذيري وجه هنري آثارش نبود. او برنامه‌هاي تبليغاتي زيادي در حمايت از حزب سوسيال ‌دموكرات آلمان برگزار كرد. وي هم‌چنين به بخشي از چپ‌گرايان كه نگاهي افراطي داشتند انتقاد مي‌كرد و به عنوان مثال نمايش‌نامه معروف‌اش با عنوان ” پابرهنه‌ها تمرين انقلاب مي‌كنند “ در واقع نقدي بر موضع گيري سياسي بخشي از روشن‌فكران چپ در مقابل قيام كارگران در برلين شرقي در سال 1953 است. »

در ادامه اشاره شد:« با اين زمينه است كه داستان چپ‌دست‌ها قابل خواندن مي‌شود و جاي‌جاي داستان گونتر گراس ما را متوجه نگاه انتقادي خود به بخشي از چپ‌گرايان مي‌كند. او معقتد است كه سرمايه‌داري (راست‌گرايان) در دوران كنوني همان اشتباه سوسياليست‌ها (چپ‌گرايان) در شوروي را تكرار مي‌كنند. او كه منتقد سوسياليست‌هاي پيرو شوروي بود اكنون نيز منتقد سرسخت سياست‌هاي جنگ‌طلبانه راست‌گرايان به ره‌بري آمريكا است. او دولت آلمان را به دليل هم‌راهي با آمريكا به شدت مورد انتقاد قرار مي‌دهد. »

گونتر گراس با استفاده از محملي قابل باور و ملموس براي خوانندگان (موضوع چپ‌ دستي) به طرح ديدگاه سياسي خود مي‌پردازد. او معتقد به از بين بردن تقابل چپ و راست و توجه به درون‌مايه هر دو قطب را ضروري مي‌داند و به گونه‌اي به طيف اعتقاد دارد. همين ديدگاه سياسي در داستان ” چپ‌دست‌ها “ به اين صورتي نشان داده مي‌شود كه طرفين (راوي و دوست‌اش) دست چپ يك‌ديگر را نشانه مي‌روند؛ يعني مورد نقد جدي كه به نوعي نفي هم در آن وجود دارد، قرار مي‌دهد و آن گاه با دست راست خود به پانسمان و درمان آن مي‌پردازند. با اين پايان‌بندي گونترگراس ضمن پاي‌بندي به ديدگاه چپ خود، استفاده و توجه به ” راست “ را نيز گوش‌زد مي‌كند. »

داستان چپ دست ها را در اینجا مطالعه نمائید

داستان خوانی اعضای انجمن سایه

 جلسه ی این هفته ی حوزه ی ادبیات انجمن سایه در روز  چهارشنبه 12 بهمن 84 ساعت 17 به داستان خوانی اعضا اختصاص دارد. گفتنیست جلسات حوزه ی ادبیات انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته چهارشنبه ها ساعت 17 برگزار می شود . از عموم علاقه مندان دعوت می شود در این جلسات شركت كنند .

محل برگزاری جلسات :

 اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه

3331930-3331760-0611

چند شعر کوتاه از وحید کیانی

۱

ای قطار

راهت را بگیر و برو

نه کوه فرصت ریزش دارد

نه ریزعلی پیراهن اضافی !

۲

هر کسی

یا شب می میرد

                        یا روز

من شبانه روز !

۳

من گاو نیستم

اما گاه گاهی

زمین روی شاخم می چرخد!

شعری از روزبه آغاجری

رویاهایت را

به جای پنجره ای می دهی ‌؛

با شیشه ای دوجداره و

توری كه تو را

از مگس هایِ آن سویِ پنجره جدا می كند .

هر كس غربتِ خودش را دارد .

من غربتِ خودم را این جا

لا به لایِ گندم ها و درخت ها

تو غربتِ خودت را آن جا

لا به لایِ دیوارها و پنجره ها .

من نیستم بی آن كه بخواهم

تو نیستی پیش از آن كه بخواهی .

زمینه های پیدایش فمنیسم در غرب۲

زمینه های پیدایش فمنیسم در غرب در حوزه ی علوم انسانی انجمن سایه

سومین جلسه بخش مطالعات زنان با موضوع زمینه های پیدایش فمنیسم در غرب(جلسه ی دوم) در روزجمعه ۷ بهمن84 ساعت 17 توسط پروا فاضلی ارائه می گردد . گفتنیست جلسات حوزه ی علوم انسانی انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته جمعه ها ساعت 17 برگزار می شود . از عموم علاقه مندان دعوت می شود در این جلسات شركت كنند .  

محل برگزاری جلسات :

کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه

3331930-3331760-0611

 

بررسی چپ دست های گونتر گراس

چپ دست ها

چهارشنبه  دی 84 ساعت 17 داستان چپ دست ها اثر گونتر گراس بررسی می شود . گفتنیست جلسات حوزه ی ادبیات انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته چهارشنبه ها ساعت 17 برگزار می شود . از عموم علاقه مندان دعوت می شود در این جلسات شركت كنند .

داستان چپ دست ها را در اینجا می توانید بخوانید 

محل برگزاری جلسات :

 اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه

3331930-3331760-0611

شعری از محمد اسماعیل وندی

چقدر مشق نوشتیم

                       [خوب

چقدر بیست گرفتیم و كسی

                                  [برایمان توپی نخرید

برادرم چهارساله مَرد شد

در میدان سیگارفروشان

وقتی كه پدر خودش را در خلوت جیبهایش

به دار كشید

در غروبی كه مشت حتی

گونه هایش را دیگر سرخ نمی كرد

حالا من و برادرم تقسیم ارث می كنیم

جیبها برای برادرم

كه هنوز مشت بر گونه می زند

                                     من هم طناب را .

محمد اسماعیل وندی