آثار شعری ادیب کمال الدین شاعر مشهور عراقی به زبان فارسی


چندی پیش حمزه کوتی اشعار بسیاری از شاعر نامدار عراقی ادیب کمال الدین را در سایت شاعر منتشر کرد.

وی پیش از این در مطبوعات داخلی گزیده ای ازشعرهای شاعر را در مطبوعات ومجلات به چاپ رسانده است.

در این تارنما مترجم علاوه بر ارائه کردن نمونه های فراوانی از شعرها به معرفی شاعر پرداخته وگفت وگویی که علی کریم حسن روزنامه نگار عراقی با شاعر داشته را ترجمه کرده .و مقاله ی کوتاهی پیرامون وی با عنوان "تراژدی جهان" درمطبوعات ونیز درسایت انتشار داده است.

تجربه شعری ادیب کمال الدین درشعر عرب یگانه است .وگفتمان وی خاص اوست .بی هیچ پیش زمینه تاریخی.

در این تجربه شاعر می کوشد که به کنه حرف –این راز آفرینش- وبه اعماق واسرار نقطه این رحم خلقت برسد.وی درحالتی از عشقی صوفیانه با این دو مفهوم ازلی قرار دارد .بایدگفت که عرفای بزرگ اسلامی به مسئله حرف ونقطه پرداخته اند .اما شاعر نه تنها ازاین تجربیات سود می جویدبلکه می کوشدآنها را باتجربیات خود از زندگی کنونی اش در جهان معاصر بیامیزد.وحرف ونقطه علاوه بر اینکه درشعرهای شاعربه وضوح وآشکاری حضور دارند .همچنان رازآگین باقی می مانند .ودرپایان شاعرنمی تواند به آن راز برسد.

رسیدن یعنی نهایت .وکمال چیزی است ناستودنی .

لازم به ذکر است اولین شعری که از شاعر منتشر شدشعر"طلسم"بود که در دهه هشتادمیلادی درمجله "الف باء" به چاپ رسید.

در ادامه می توانید نمونه ای از شعرهای ادیب کمال الدین با ترجمه ی حمزه کوتی را مطالعه نمایید ...

عزت الطیری شاعر مصری

ترجمه: حمزه کوتی

عزت الطیری ازشاعران مطرح امروز مصر و از مهم ترین سرایندگان شعر تفعیله(شعر نیمایی)به شمار می آید. او در سال 1953 متولد شد.وی عضو کانون نویسندگان مصر است.در سال 1978لیسانس خود را در رشته ی کشاورزی از دانشگاه  اسیوط اخذ کرد.از جمله مجموعه های شعر او می توان به:کبوتران سراغ تو را می گیرند، فصل های حکایت، فاطمه، نزد ما باز آی ای ماه،راه دامنه بسته است،سفر به شمال، آوازمرد  ،کوچ گر،آوای نقره ودریاچه تشنگی (نمایشنامه) اشاره کرد.

گنج روان

پگاهان در راه رفتن

به مرال چمان می مانی

با جادوی رعنایی سفیدش.

شعر می بخشی به شاعران

وسرمه از دو چشمت

بر رنگ های نقاش می ریزد.

سیب از رخانت

بر گرسنگی ام می افتد

وهوای نعناع

از دهان عطرآگینت

به سمت بیماران قلبی می گریزد.

انار از شجر سینه ات

بر کودک شیفته به توده شیر

بر می جهد

وتو همچنان می بخشی ومی بخشی

وبه گاه راه رفتن

به گنج روان می مانی .

ادامه نوشته

شعرجولانگاه دیالكتیك نیست ، شعر تنها شعر است

نگاهی به مقاله ی امید مهرگان : یادداشتی بر اشعار استیونس***

ا . منصوری

در این مقاله بر آنم نشان دهم چرا شعر را نمی توان به نحو تجدیدنظرطلبانه ای ایدئولو‍ژیزه كرد . چیزی كه امید مهرگان عزیز از آن غافل است . وی در مقاله اش شعر را به صورت خلاصه دیالیكتیك امر درون ( به عنوان فونكسیونی از زبان ) و امر بیرون ( واقعیت ) در نظر گرفته است . در حقیقت از این منظر ما در یك رفت و برگشت مداوم بین خصلت شاعرانه ی زبان كه درشعر تجلی كرده است و امر خارجی یا همان مدلول شعر قرار داریم . در این بینش فرم و محتوا منشی دیالیكتیكی می یابند و از هم قابل تفكیك نیستند و همدیگر را تعیین می كنند . نكته ی مثبت چنین برداشتی از شعر در برابر برداشتهای چپ سنتی ای است كه شعر را صرفا در راستای اهداف سیاسی و اجتماعی خود ارزش گذاری می كردند ، به قول خود مهرگان معناگرایی عقیم . چون ما در این فرض با یك مسئله و چالش بنیادین به نام زبان طرف هستیم . شكافی بین زبان و واقعیت وجود دارد كه از نظرگاه من ناپیمودنی است ولی مهرگان می خواهد بر اساس دیالیكتیك آدرنویی كم ترش كند( نه اینكه آن را كاملا بپیماید) در حقیقت ادبیت شعر ، كه می توان آن را ژرفترین لایه ی فانكشنی زبان خواند مانع از عبور بی دغدغه از زبان آن می شود ( البته ماهیت زبانی شعر هم عامل مهم تری است ) . ما  در شعر است كه می فهمیم درك ما از واقعیت تا چه حد نابسنده و ناكافی است . ولی آیا منش دیالیكتیكی برقرار كردن بین زبان شاعرانه كه در خودارجاعگی مداوم محو می شود و واقعیت مشارالیه شعر می تواند ما را چنان همان خرگوشی كه دنبال هویچ است و هرگز بدان نمی رسد ( خرگوش پارادوكس زنون) ، حداقل به دریافتی صحیح تر رهنمون سازد ؟ دقیقا اشكالی كه من می خواهم مطرح كنم همین جاست ....