به دنبال گناهکار ؟؟!!

یکی از دوستام که معلمه برام تعریف می کرد که یکی از شاگرداش سرِ امتحان صداش کرده که : آقا معلم اگه جواب سوال ها رو بهم بدی برات CD  زهره (زهرا امیرابراهیمی) میارم !!  این روزها هر جا که پا میذارم صحبت از  CD زهره ست . فیلمی که از ارتباط جنسی یکی از بازیگران سریال نرگس ( جدا از واقعی بودن یا نبودنِ آن ) به طور گسترده ای در سراسر ایران پخش  و بدل به موضوعی ملی شده که به دنبال یافتن گناهکارِ ! برای آن ، ماجرا تا خارج از مرزهای ایران پیش رفته . این موضوع حقیقت ها ی تلخ و ناگواری رو آشکار کرد . در این میان نمی دونم باید نگران چه چیزی بود ؟ حریم خصوصی ؟ فرهنگ  ؟ آزادی ؟ شبکه های قاچاق ؟ ..............؟ و هزاران پرسش و نگرانی دیگر .

بد ندیدم که این موضوع رو در تریبون آزاد مطرح کنم تا نظر کاربران و دوستان رو هم بدونم . اگر علاقه ای به بحث در این مورد دارید . مباحث و جوابیه های خود را در قسمت نظرات همین پست قرار دهید .

لنگستن هيوز

لنگستن هيوز لنگستن هيوز (Langston hughes) نامي ترين شاعر سياه پوست آمريكايي است با اعتباري جهاني . به سال 1902 در جاپلين ( ايالت ميسوري ) به دنيا آمد و به سال 1967 در هارلم ( محله ي سياهپوستان نيويورك ) به خاطره پيوست .

در شرح حال خود نوشته است :

« تا دوازده سالگي نزد مادربزرگم بودم زيرا مادر و پدرم يكديگر را ترك گفته بودند . پس از مرگ مادربزرگ با مادرم به ايلي نويز رفتم و در دبيرستاني به تحصيل پرداختم . در 1921 يك سالي به دانشگاه كلمبيا رفتم و از آن پس در نيويورك و حوالي آن براي گذران زندگي به كارهاي مختلف پرداختم و سرانجام در سفرهاي دراز خود از اقيانوس اطلس به آفريقا و هلند جاشوي كشتي ها شدم . چندي در يكي از باشگاه هاي شبانه ي پاريس آشپزي كردم و پس از بازگشت به آمريكا در واردمن پارك هتل پيشخدمت شدم . در همين هتل بود كه ويچل ليشنري ، شاعر بزرگ آمريكايي ، با خواندن سه شعر من – كه كنار بشقاب غذايش گذاشته بودم – چنان به هيجان آمد كه مرا در سالن نمايش كوچك هتل به تماشاگران معرفي كرد . »

ادامه نوشته

زنان در صفحات حوادث

وقتي سردار احمدي‌مقدم، فرمانده نيروي انتظامي، از رشد 10 درصدي جرايم عنف و از آن جمله تجاوز در 10 ماهة نخست سال 84 نسبت به همين دورة زماني در سال گذشته خبر داد [خبرگزاري ايونا، 26 بهمن 1384]، چند روز از شروع فعاليت پليس غرب تهران براي افزايش امنيت اجتماعي ـ كه نه‌ تنها در آمار بلكه به‌طور ملموس نيز براي شهروندان به مسئله‌اي كليدي بدل شده است ـ مي‌گذشت.[خبرگزاري ايسنا، 16 بهمن 1384]

در همين روزها، «باغ خرمالو» تيتر صفحات حوادث روزنامه‌ها شد و توضيحات اين خبر از اقدامات باندي پرده برداشت كه طعمه‌هاي خود را از ميان زنان و دختراني انتخاب مي‌كردند كه به قصد جابه‌جايي درون‌شهري سوار ماشين آنها مي‌شدند. اعضاي باند طعمه‌هايشان را به سكوت و خلوت باغي دورافتاده در جنوب شهر تهران مي‌كشاندند و در آنجا دست به اقدامات شوم خود مي‌زدند و پس از سرقت از آنان مي‌گريختند. [روزنامة شرق، 4 بهمن 1384]

در ادامه ی مطلب نیز می توانید نمونه هایی از این اخبار را در بازه ی زمانی کوتاهی مشاهده کنید ...

ادامه نوشته

تو چرا انقدر می‌لرزی مرد؟!

مجموعه داستان« شمایل لرزان مردها»* یازده داستان را شامل می‌شود. درون‌مایه‌ی مشترک این داستان‌‌ها بیان سرخوردگی‌ها و مظلومیت‌های مردان!!! است. شاید این جمله شوخی تلقی شود، اما حقیقت آن است که هادی نودهی بنای داستان‌های خود را این‌چنین گذاشته. در واقع  در زمانه ای که طرفداری از حقوق زنان و بیان مظلومیت‌های آنان به هر دلیلی رواج چشم‌گیری دارد ( با تکیه بر معضل مردسالاری که معضلی است غیر قابل انکار ودر عین حال غیر قابل تسری به کلیت مردان) نودهی برخلاف عرف عمل کرده  و از مشکلات و آسیب‌های روحی و روانی مردان می‌نویسد. اکثر داستان‌های این مجموعه ازآن دسته داستان‌ها هستند که برای خواندن‌شان زیاد به زحمت نمی‌افتید و شاید بتوان همه‌ی آن‌ها را بدون وقفه هم خواند.

ادامه نوشته

آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟!

 

(پاسخی به هوچی گری علیه چپِ رادیکال)

معمولاً چپ ها از سوی منتقدانشان به عدم پایبندی به دموکراسی متهم می شوند. در ایران این اتهام هم از سوی لیبرال ها و هم از سوی جناحی از حاکمیت سیاسی (چپِ خود خوانده ی حکومتی!!)  به چپ ها و سوسیالیست ها نسبت داده می شود.هم به لحاظ جناح بندی ها و تقسیم بندی نیرو های سیاسی و هم به لحاظ فلسفه ی سیاسی می توان میان دو دسته ی پیش گفته اشتراکاتی را یافت و البته نقاط افتراقی را. بعضی از رفقا در وبلاگ های خودشان (از جمله آقایان بهروز صفری ,  بهروز کریمی زاده ، مرتضا اصلاحچی ، روزبه کلانتری و احتمالاً دیگران )  به دفاع از چپ ِ رادیکال پرداخته اند و هر کدام از زاویه ای به منتقدان پاسخ داده اند.من هم با استفاده از نظرات این دوستان از زاویه ای دیگر با آن ها همراهی می کنم.

معمولاً چپ ها را متهم می کنند که برای رسیدن به هدفشان هر کاری می کنند .شاید بگویید این خصلت انسان های پیگیر است و چه ایرادی می تواند داشته باشد؟ ولی منتقدان اشاره شان به تجربه ی جهانی چپ است و همان قدر که به این تجربیات بی دقت و غیر منصفانه نگاه می کنند، همانقدر هم به تئوری های مارکسیستی و چپ بی توجه هستند. اگر چه نمی توان تئوری را از عمل جدا کرد ولی در این یادداشت من صرفاً به تئوری ها اشاره ی مختصری می کنم تا نیرنگی که پشت این اتهام پنهان است را آشکار کنیم.ممکن است بخشی از چپ در مقابل این اتهام یکسر از تجربه ی جهانی چپ دفاع کنند که مسلماً ما را به جایی نخواهد رساند .همان طور که بیان شد تنها اشاره ی مختصری به موضوع شده است  باشد که رفقای دیگر به صورتی تخصصی تر و مناسب تر  موضوع را پیگیری کنند...

ادامه نوشته

سراب

هنوز

عكس عطش

در قاب كویر

انتظار باران می كشید

بر دروغ یك غزل 

                                                ـ قافیه پوشاندند !؟

 و ما

سیاه مشق رهایی را

می سرودیم سپید

از بس  

                                                ـ قافیه را می‌باختیم!؟‌