ضعف حافظه ی تاریخی!!( به مناسبت فرا رسیدن سالگرد کودتای 28 مرداد)
پژمان رحیمی
چند سال پیش در یکی از شماره های هفته نامه ی چلچراغ، خبری از مایکل مین (Micheal Minn)، موسیقی دانِ آمریکایی منتشر شده بود که یک اپرا- راک درباره ی کودتای 28 مرداد نوشته بود و در چندین شهر آمریکا به صورت کنسرت نیز ارائه شده بود. مایکل مین، با یک مقاله درباره ی کودتای 28 مرداد که در نشریه ی نیویورک تایمز به چاپ رسیده بود با موضوع آشنا می شود و بعد از پیگیری مداوم متوجه می شود که دولت آمریکا دخالت مستقیم در کودتای 28 مرداد داشته و خود را موظف به آگاه کردن مردم آمریکا از این موضوع می داند. او می گوید که مردم آمریکا باید بدانند دولتشان به چه صورت در صحنه ی سیاست دیگر کشور ها نقش مخربی را بازی می کند. این خبر از این جهت باعث تعجب ما می شود که می بینیم کسی در آن سوی جهان چنین به هویت ملت ایران توجه می کند و آن را در کنار سعادت مردم آمریکا می بیند و همان قدر ما را نیز به اندیشه وا می دارد که به راستی کنش گران سیاسی و فرهنگی ایران چگونه به تاریخ و مسائل دور یا نزدیک به زمانه ی خود برخورد می کنند. به نظر می رسد که اگر شناخت جوانان و دانشجویان را از تاریخ تحولات ایران بسنجیم، حدیث مستهلک «ضعف حافظه ی تاریخی»- که چندان هم راوی اش پنهان نیست- را حی و حاضر خواهیم یافت.
تاکید نادرست بر پدیده ای با عنوان «حافظه ی تاریخی» و تفکیک نا به جای آن از دیگر ابعاد تاریخی و اجتماعی ، ما را به ورطه ی ذهن گرایی ای تقلیل گرا خواهد انداخت. تاریخ بی تردید صحنه ی عملکرد نیرو های اجتماعی بوده است که این نیرو ها شامل طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی و دیگر قشر ها و گروه ها می شود و روابط متقابل این ها و تعادلی که به لحاظ سیاسی و اقتصادی و به دنبال آن فرهنگی ایجاد می شود، در تعیین کردن چگونگی تحولات یک جامعه موثر است. در تاریخ تحولات اجتماعی ایران، همواره اقشاری از جامعه در پی تحولاتی اجتماعی و سیاسی، در معرض سرکوب سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قرار گرفته اند. این که ساختار دولت و حاکمیت سیاسی در ایران چه ویژگی هایی داشته است که چنین صفحاتی در تاریخ ما ورق خورده است، بسیار سوال مهم و چالش گری است، اما نکته ای که کاملا مشخص است همان حذف و سرکوب بخشی از جامعه توسط سلطه گران زمانه است. اتفاقا از همین زاویه است که می توانیم نگاهی دقیق تر به علل وجودی «ضعف حافظه ی تاریخی» (اگر این ترکیب را کاملا بپذیریم) در نزد ایرانیان بیاندازیم. برخوردی تک بعدی به ترکیب لغوی و مفهومی « ضعف حافظه ی تاریخی» ما را به این راه حل لازم اما نا کافی می رساند که گویی همه باید سال هایی را وقف مطالعه ی تاریخ ایران بکنند!! اما مگر حافظه ی تاریخی جدای از کنش تاریخی و نیزخارج از حضور در مناسبات و کشاکش اجتماعی و سیاسی موجودیتی دارد؟
اراذل و اوباش جادویی
محمدرضا جعفری
مصاحبه کننده ای که بیش تر به نظر می رسد _ با توجه به نحوه ی سوالات و لحن و خود سوال ها_ بازجو باشد با تاکید و پشت سرهم از دختر می پرسد تو چه می گفتی؟چه طور اصرار می کردی؟چه گونه التماس می کردی؟آن ها چه می گفتند؟با تو چه کار کردند؟در پاسخ التماس های تو چه کردند؟ (باز دوباره) تو وقتی التماس می کردی چی می گفتی؟... (و بعد جوانک متجاوز) تو وقتی دختر التماس می کرد چه کردی؟اصلن عاطفه داری تو؟ دختر چه لباسی پوشیده بود؟..(به دختر) تو چی پوشیده بودی؟.... صحنه ی اعدام چندین نفر:حرکت کند تصویر،کات به چهره های اعدامیان،موسیقی و گزارش گری که می خواست بداند آن ها چه حسی دارند.زیرنویس:اراذل و اوباش.
این همه تکرار و تاکید بر اراذل و اوباش برای چیست؟ گفتار حاکم با نمایش های مختلف،توضیح و تفسیر اتفاقات صورت گرفته در طرح امنیت چه چیزی را می خواهد بیان کند؟این همه برنامه ی تلویزیونی در کنار چهره های ملیح و حق به جانب مجریان و مصاحبه شونده گان و این آخری ها کوله پشتی و پخش صحنه های اعدام و مصاحبه با اراذل و اوباش در پی اثبات و تحکیم چه چیزی است که فعلن غایب است و این نیاز به نمایش همه جانبه را ایجاب می کند؟
در تمام این برنامه ها و مصاحبه ها دو چیز مشترک است و مدام با دسته ای از تعریف های گوناگون تکرار می شود: اراذل و اوباش و امنیت...
به بهانه ی سالگرد 28 مرداد
گزارشی از دیدار با مصطفی ریش از قُلدر ها و لوطی هایِ آبادان ِ قدیم
اولین بار؛ با اسم مصطفی ریش (مصطفی سَرَندی) در یادداشتی از نسیم خاکسار (نویسنده ی مطرح جنوبی) که به مناسبت در گذشت «م . آزاد» - شاعر به حاشیه رانده شده – نوشته شده بود؛ آشنا شدم. زمان یادداشت مربوط می شد به آبادانِ دهه ی سی وچهل. دوران نوجوانی نسیم که همزمان بود با دوره ای که «م. آزاد» و« حسن پستا» در دبیرستان «امیرکبیر» درس می دادند. حال و هوای یادداشت و اشاره ی خاکسار به اسم مصطفی ریش و ریش کاسترویی اش توجهم را جلب کرد. از دوستان آبادانی در باره اش سؤال کردم. اکثراً می شناختند. و هنوز هم در قید حیات بود. خُب. مصطفی ریش در دسترس بود و آبادان هم که همین بغل.
آن طور که از حرف های این و آن برداشت می شد، مصطفی ریش از قُلدر ها و لوطی هایِ زمان خودش بود. در محله ی نزدیک به گمرک، از قدیم یک ایستگاه تاکسی داشت. از آن آدم هایی که اطرافشان پُر از نوچه های کوچک و بزرگ بود. شاید مثل داش آکل زمانی یک محله ی آبادان را قُرُق می کرده است [صدایی در سَرم می گوید: بزن زنگو].
به آبادان که رسیدم، مهدی گفت برای ساعت 6:30 عصر با او قرار گذاشته است. گفته بود: «خیلی ها اومدن و نوشتن. تا صبح براتون صحبت می کنم». با این حساب امشب را آبادان ماندگار شده ایم. آفتاب انگار فحشمان می دهد. در این شرایط عاقلانه ترین کار؛ رفتن به یک سر پناه برای گذراندن ظهر است. ناهار خانه ی مهدی میهمان بودم. جنوبی ها در بالاترین نرخ تورم هم؛ میهمان نوازی و خونگرمی خود را از دست نمی دهند. البته در این گرما، گاهی هم خونِ آدم به جوش می آید. ناهار قلیه ماهی بود. قلیه ماهی خوردن در آبادان مزه ی دیگری داشت. روزبه رحیمی
اقدام میهن پرستانه
جلسات آزاد هفتگی(حوزه ی ادبیات)
نقد و بررسی داستان ِ :
" اقدام میهن پرستانه "
نوشته ی بهرام صادقی
سه شنبه 30 مرداد 86 ساعت 18
مکان برگزاری : اهواز - خیابان نادری – کوچه ی خوانساری – ساختمان مهرگان – طبقه ی چهارم – موسسه ی مشاوره ی مهرآوران .
ورود برای عموم علاقمندان آزاد می باشد .
شعری از نسرین مزرعه ( 2 )
ابراهيم!
به آتش بگو زمستان است
وما ميان موزه هاي سرد
تبر هاي كهنه را
بي هيچ
سخن
صدا
عشق
به دوش لخت بت هاي زنده مي زنيم.
ما
مؤمنانه عاشقيم
برادرم را مي گويم
همان متر سك صبور مزارع قهوه
شايد
به گوانتانامو بردندش
شايد گناه است ولي من هم
زبان پرندگان دنيا را
خواهم آموخت
وبه نامت
قسم كه با استخوان گرم
تقویم رویدادها ی انقلاب مشروطیت
توضیح مدیر وبلاگ :
این مطلب که خلاصه ای از تقویم رویدادهای انقلاب مشروطه است ، مربوط به بخش اول جلسه ی پاسداشت انقلاب مشروطیت به مناسبت 14 مرداد می باشد که روز سه شنبه 16 مرداد در انجمن فرهنگی هنری سایه برگزار گردید . در اولین فرصت بخش دوم این جلسه نیز در وبلاگ قرار می گیرد...
تقویم رویدادها ی انقلاب مشروطیت :
□ اردیبهشت 1283 [مه ی 1904] تشکیل جلسه ی مخفیانه ی کمیته ی انقلاب در تهران
□ 2 دی 1283 [22 ژانویه 1905] انقلاب 1905 روسیه
□ 4 اسفند 1283 [23 فوریه 1905] تشکیل جلسه ی انجمن مخفی تهران
□ 1284 [1905] تشکیل فرقه ی ایرانی اجتماعیون عامیون در باکو
□ اسفند 1283- فروردین 1284 [مارس-آوریل 1905] اعتراض ها و اعتصاب ها در تهران علیه ژوزف نوز، رئیس بلژیکی گمرکات؛ اتحاد دو روحانی بر جسته ی تهران، سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، برای رهبری اعتراض ها
□ 22 آذر1284 [13 دسامبر 1905] اعتصاب و تحصن دو هزار معترض در حرم حضرت عبدالعظیم؛ تقاضای عدالتخانه
□ 22 دی 1284 [12 ژانویه 1906] صدور فرمان مضفرالدین شاه برای تأسیس عدالتخانه؛ بازگشت معترضان به تهران
□ 18 فروردین 1285 [7 آوریل 1906] انتشار نشریه ی طنز ملا نصرالدین در تفلیس
□ تیر- مرداد 1285 [ژوئیه 1906] بست نشینی ملّیون در قم و در باغ کنسولگری بریتانیا ...
شعری از یونس اسفندیار
زیبایی و سکوت شب را
توأمان
یکجا
می خواهم
نه زان گونه که
زیبایی اش را
عاریتی از چراغِ سردرِ همسایه باشد
یا که سپیدی ِ سیاه گون ِ سکوتش را
تلق و تولوق ِ چرخ ِ مامور شهرداری
که آمده
نخاله ها و خاکریزه های خواب ِ رنگین ِ همسایه را جاروب کند .
زیبایی و سکوت ِ شب را
ای کاش
توأمان
یکجا می داشتم .
" پاسداشتِ انقلاب مشروطه "
جلسات آزاد هفتگی(حوزه ی علوم انسانی) انجمن فرهنگی هنری سایه
به مناسبت ۱۴ مرداد
ارائه ی سمینار :
" پاسداشتِ انقلاب مشروطه "
سه شنبه 16 مرداد 86 ساعت 18
مکان برگزاری : اهواز - خیابان نادری – کوچه ی خوانساری – ساختمان مهرگان – طبقه ی چهارم – موسسه ی مشاوره ی مهرآوران .
ورود برای عموم علاقمندان آزاد می باشد .
شیر علی مردان به روایت کامکارها
رحیم دلجو ( معرفی کاسِت "ایران زمین" )
گروه کامکارها با روحیه ای جهان وطنی به سراغ ملودی های نواحی مختلف محدوده ی سرزمینیِ ایران رفته اند. کاست "ایران زمین" گویا در پاییز 1384 منتشر شده است، اما کمتر کسی را سراغ داشتم که از انتشار این کاست اطلاع داشته باشد.در این کاسِت ارژنگ کامکار تنبک می نوازد، اردشیر کمانچه، اردوان سنتور و ارسلان عود می نوازد و می خواند. در این کاست سه قطعه از موسیقی نواحی شرق و غرب کشور (به غیر از کردستان) انتخاب شده و بقیه ی قطعات از موسیقی محلی کُردی انتخاب شده اند. قطعه ی مشهور و حماسی شیر علی مردان که یک ملودی بختیاری است اولین قطعه ی این کاست است. تنظیم بی نظیر اردوان کامکار به خوبی ظرفیت ها و حس و حال قطعه ی پُر قدمت شیرعلی مردان را نشان می دهد. به خصوص عود نوازیِ استادانه ی ارسلان کامکار در میانه ی کار، شکی باقی نمی گذارد که اردوان به خوبی حس و حال بختیاری ها را در مواجهه با این قطعه ی حماسی درک کرده است. حماسه ها در موسیقی بختیاری بسیار لطیف هستند و در ظاهر عاشقانه و تغزلی به نظر می آیند. غم و شادی در موسیقی بختیاری نمودی ملایم تر از موسیقی کردستان و لرستان دارند که به خوبی در تنظیم اردوان کامکار نمایان است...
شعری از نسرین مزرعه (1)
برای او که بارنج آمد،دررنج زاد و دررنج ماند!کاش به رنج نرود!
بي پدر ِ در به در
در به در ِ بي پدر
كه زبان به دهن نمي گيرد
وانتخاب كوچكش
شايد -
بزرگترين ِگناهانش باشد
و باور كن
براي فانوسي در انتهاي گورهايي كه به هيچ جا نمي رسد
مرگ هم جُك بي مزه ايست
□
.....................................
بررسی سمفونی ایثار اثر مجید انتظانی
یونس اسفندیار
هنر همواره جایگاهی خاص در زندگی آدمیان داشته و دارد.تا جایی که می توان گفت هنر و به دنبال آن نقد یک اثر هنری چه در حوزه ی فرم شناسی و چه در زمینه ی محتوا،جزئی جدا نشدنی از تمدن های بشری امروزی گشته مه خود پیشینه ای تاریخی دارد و از این منظر موسیقی به عنوان یکی از ارکان هنر جایگاهی خاص دارد.همان طور که در بالا اشاره شد یک اثر موسیقیاییرا نیز میتوان در دو غالب فرم و محتوا مورد نقد و بررسی قرار داد.در نظر فرمالیستی ساختارها و و چارچوب های اثر مورد بررسی قرار میگیرد و به نوعی از دیدگاه فنی با اثر برورد میشود.اما از دیدگاه نقد محتوایی، زیباشناسی یک اثر بررسی میشود.شکل سازبندی و علت به وجود آمدن چنین سازبندی ای ، فرازها و فرودها و گشتن به دنبال اشاره هایی که آهنگساز با این فاز و فرودها به شنونده میدهد و همچنین بیرون کشیدن مفاهیم اجتماعی از دل اثر به دیدگاه زیبایی شناسانه ی نقد هنری بر میگردد.
حماسه به عنوان نوعی از مفاهیم جاری در اجتماعات بشری که لازمه ی شناخت آن ،مرور تاریخ و بررسی آثار حماسی است از جمله ژانرهای هنری است که در موسیقی جایگاهی ویژه پیدا کرده است.اگر به سابقه ی تاریخی وجود ارتباط بین حماسه و موسیقی نگاه کنیم شاید ریشه ی ابتدایی آن را در جنگ های قبیله ای انسان های نخستین پیدا میکنیم که از موسیقی به عنوان ابزاری برای اعلان جنگ و یا حتی شاید ایجاد شور حماسی میان جنگجویان استفاده شده است.پس موسیقی حماسی که در اثر خلق یک حماسه و یا حتی برداشتهای انتزاعی آن بوجود می آید به نوعی تاریخ را به تصویر میکشد.
انجمن فرهنگي هنري سايه يك سازمان غير دولتي (NGO) در زمينه هاي فرهنگي ، هنري و اجتماعي مي باشد كه در شهر اهواز فعاليت مي كند .