بهاران خجسته باد

هوا دلپذیر شد گُل از خاک بَر دَمید

پرستو به بازگشت زد نغمه‌ی اُمید

به جوش آمدست خون درونِ رگِ گیاه

بهارِ خُجسته فال، خرامان رسد زِ راه

بهارِ خُجسته فال، خرامان رسد زِ راه

 

به خویشان، به دوستان، به یاران آشنا

به مردان تیز خشم که پیکار می کنند

به آنان که با قلم ، تباهيِ دهر را

به‌چشمِ جهانيان، پديدار مي‌کنند

بهاران خُجسته باد

بهاران خُجسته باد

 

و اين بندِ بندگي، و اين بارِ فقر و جهل

به سرتاسر جهان، به ‌هر صورتي که هست

نِگون و گُسسته باد !

نِگون و گُسسته باد !

چگونه بگویم نوروز مبارک ؟

وقتی که عمو نوروز زیر آوارهای بم مدفون شده . و گوشت گوزنِ بابانوئل – که هدف بمب های اسرائیل قرار گرفته بود – طعم خوبی به همبرگرهای مک دونالد داده . و سیاهی صورتِ خندان حاجی فیروز هم به گمانم از آلودگیِ هوا باشد .

دیگر چه کسی بچه ها را شاد می کند ؟ چه کسی برایشان هدیه می برد ؟

شاید پرزیدنت بوش . بله ، عمو جرج برایشان بمب های زیبا و گران قیمتی هدیه می آورد و می گوید : ببینید بچه ها ، این هدایا را بچه های آمریکایی فقط در فیلم ها می بینند ، ببینید و لذت ببرید ...

چگونه بگویم نوروز مبارک ؟

در حالی که همه چیز در ستایش جنگ است و آن ها که می گفتند ثروتمندتان می کنیم ، به تساوی فقر تقسیم می کنند و می گویند : بچه ها ، قول می دهیم شما را از هدایای عمو جرج بی نصیب نگذاریم ... عجله نکنید بچه ها ، به همه می رسد . به پدران و برادران ، معلمان ، مادران و خواهران و .... عجله نکنید بچه ها ...

...

هر چه بیشتر فکر می کنم ، بیشتر مطمئن می شوم که فاصله ی ما تا نوروز بسیار است ...

نقد ادبی مارکسیستی

بهزاد باپیروندنقد ادبی مارکسیستی،  مبتنی بر نظریات سیاسی و اقتصادی فیلسوف آلمانی، کارل مارکس، است مارکس در«ایدئولوژی آلمانی» و«مانیفست کمونیست»  که به همراه فریدرش انگلیس نوشت. انگاره ای از تاریخ را مطرح کرد که در آن  شرایط اقتصادی  و سیاسی، موقعیت اجتماعی را تعیین می کنند، درواقع مارکس و انگلس به دشواریهای ناشی از پیدایش سرمایه داری پاسخ می گفتند. نظریات آن ها، به طور مناسبی، خاصه برای تحلیل نحوه ی کارکرد جامعه در وضعیت دگرگونی پیوسته و شدید، فرموله و به کار گرفته می شوند ...      « بهزاد باپیروند »

 * در همین زمینه :

فرمالیسم ( + )        « محتوا و شكل »،« ماركسيسم » و « فرماليسم »  ( + )     

ادامه نوشته

برای هنرمندی که دوستش داشتم

رسول ملاقلی پوررسول ملاقلی پور فیلمساز آرمانگرا و معترض ، سینمای ایران را تنها گذاشت و رفت ، خالق بهترین فیلم سینما جنگ یعنی  سفر به چزابه آنقدر جرات داشت که در نکوهش جنگ داد سخن سر دهد و اعتراف کند که سربازان طرف مقابلش در جنگ هشت ساله آنقدرها هم بد ذات و زشت خوی نیستند ، او سینما را در جنگ و با جنگ یاد گرفت اما آنچنان روح لطیفی داشت که علارغم یک دنده بودن شخصیتهای مرد فیلمهایش به جرات می توان گفت سیمای عاشق ترین زن ایرانی را در فیلم هیوا به ما نشان داد. رسول شیفته سینما بود و این هنر برای او وسیله ای بود برای بیان رویاهای برباد رفته اش و به راستی  او انسانی رویاپرداز بود ودراین زمانه بی ترحم  به رویاهایش احترام می گذاشت ، هنرمندی از نسلی سوخته که که در مزرعه پدری اش به دنبال قارچهای سمی می گشت و او بود که مومنانه برای هم نسلانش دل می سوزاند که به گفته یکی از شخصیتهای فیلم هیوا خداروهم دوست داشت و این دوست داشتن از او انسانی معتقد و مستحکم ساخته بود .                                       « محمد امین عابدین »

 * نوجوانان سایه : قطعنامه همايش كودكان كار و خيابان ( + )

هشت مارس در انجمن سایه

اعضای انجمن فرهنگی و هنری سایه به همراه تعدادی از یاران انجمن در روز جمعه 18/12/85 در فضایی دوستانه روز جهانی زنان را جشن گرفتند.این برنامه در دو بخش تنظیم شده بود.

در قسمت اول برنامه تعدادی از اعضا و دوستان انجمن مقالاتی را ارائه دادند.اولین سخنرانی توسط آقای افشین شمس ارائه شد که ایشان به تشریح وضعیت عمومی جنبش زنان پرداختند.دومین سخنرانی را آقای روزبه آغاجری ارائه دادکه طی آن به ارتباط جنبش زنان و جنبش کارگری پرداخته شد.در ادامه خانم ندا میاندشتی مقاله ای را تحت عنوان «مارس سرخ، مارس سفید» ارائه دادند.سپس خانم فروغ امام مقاله ای با عنوان«رابطه ی فرهنگ و قانون» ارائه کردند. نیلوفر پرچمی کم سن و سال ترین سخنران برنامه(سیزده ساله)مقاله ای را با عنوان«وضعیت زنان در انگلستان»ارائه کرد.خانم فرشته تابانیان بحثی مقایسه ای و تطبیقی در فقه اسلام درباب مسائل زنان ارائه دادند.در انتها نگار پرچمی(پنج ساله)شعری را برای حضار خواند.

قسمت دوم برنامه با بحث آزاد درباره ی مسائل زنان آغاز شد.موارد مختلف از جمله «کمپین یک میلیون امضا» مورد بحث و بررسی قرار گرفت. بعد ازآن دوستانِ شاعر به شعر خوانی پرداختند و دو تن از یاران انجمن به تک نوازی تنبور و ویلن پرداختند .

 همزمان با اجرای برنامه های فوق مسئول حوزه ی هنرهای تجسمی انجمن  سایه جناب آقای هدایت رحیمی به همراه دو تن از شاگردان خود طوماری 30متری را خوشنویسی کردند.آثاری از شعرای معاصر ایران و همچنین قسمت هایی از متن اعلامیه ی جهانی حقوق بشر دستمایه ی کار این هنرمندان بود.این طومار به دکتر ناصر زرافشان تقدیم شده است.قابل ذکر است که آقای هدایت رحیمی مجموعه ای هم از آثار خود را منتشر کرده که آن مجموعه هم به کانون نویسندگان ایران تقدیم شده است.

متن کامل سخنرانی ها در آینده از طریق وبلاگ به اطلاع علاقه مندان خواهد رسید.

آثار کاریکاتور افشین شمس ۱

همانطور که قول داده بودم کاریکاتورهای نمایشگاهی که اسفند ماه به مناسبت روز جهانی زن برگزار کرده بودیم را روی وب قرار دادم . البته در دو قسمت این کارها رو قرار دادم که سری اول رو در ادامه میتونید ببینید .

 و اما کاریکاتوریست آقای افشین شمس

افشین شمس قهفرخی متولد سال 1355 در اصفهان متولد شد. وی دارای مدرک کارشناسی عمران میباشد. وی از سال 1374 فعالیت خود را در رشته کاریکاتور آغاز کرد و 2 سال سابقه تدریس در اصفهان و اصطهبان دارد. وی همچنین عضو هیأت امناء و خزانه دار انجمن کاریکاتور در اصفهان می باشد و عضو انجمن فرهنگی هنری سایه .افشین شمس

كاریكاتور شماره 1   كاریكاتور شماره 2  كاریكاتور شماره 3   كاریكاتور شماره 4

كاریكاتور شماره 5  كاریكاتور شماره 6  كاریكاتور شماره 7    كاریكاتور شماره 8

كاریكاتور شماره 9   كاریكاتور شماره 10 كاریكاتور شماره 11  كاریكاتور شماره 12

كاریكاتور شماره 13   كاریكاتور شماره 14

کاریکاتورهایی برای 8 مارس

 

قبلا یک سری از کاریکاتورهای افشین شمس را درباره ی زنان در وبلاگ گذاشته بودم ، در این پست هم به مناسبت 8 مارس بقیه ی آنها را به معرض دیدِ شما عزیزان می گذارم به همراه معرفی کاریکاتوریست :

افشين شمس قهفرخی متولد سال 1355 در اصفهان متولد شد. وی دارای مدرک کارشناسی عمران ميباشد. وی از سال 1374 فعاليت خود را در رشته کاريکاتور آغاز کرد و 2 سال سابقه تدريس در اصفهان و اصطهبان دارد. وی همچنين عضو هيأت امناء و خزانه دار انجمن کاريکاتور در اصفهان می باشد و عضو انجمن فرهنگی هنری سایه .

کاریکاتور شماره 1     شماره 2     شماره 3     شماره 4     شماره 5     شماره 6     شماره 7     شماره 8     شماره 9     شماره 10     شماره 11     شماره 12     شماره 13     شماره 14

 * پاورقی :

سری اول کاریکاتورهای افشین شمس ( + )

نگاهي به تاريخ جنبش زنان در ايران   ( + )

مراسم 8 مارس سال گذشته در انجمن سایه ( + )

در این سوی رودخانه ، روی تابلو نوشته بود : شنا کردن ممنوع ، خطر غرق شدن

حسین عارف زادهکاش چشم هایم نمی دیدند ، گوش ها نمی شنیدند و می توانستم از رویاهایم لذت ببرم . اما نمی توانم ، وقتی که چشم هایم را باز می کنم و هنگام طلوع خورشید با واقعیتی روبرو می شوم که خودش را از تیرِ چراغ برقی خم شده از فرط سیم های احتیاج ، حلق آویز کرده و چشمانِ به خورشید خیره مانده اش عدالت را از فراسوی افقی امیدفرسا می جویند .

می دانم که نوشته های من باری از رنج سنگین ستم کشان کم نخواهد کرد ، خنده ای بر لبشان نخواهد آورد و ...

ولی دوست دارم در جنگ نابرابری که مرا احاطه کرده ، سرم را در جستجوی چیزی بر زمین نهم که هرگز نشانی از آن در این بیکرانه نیافتم ....

ادامه نوشته

جُستاری بر سینمای انقلاب در ایران

علی موسوی

سینما به عنوان فراگیر ترین هنر، دارای جنبه های مختلفی است که یکی از آن ها و به تعبیری مهمترین و کلیدی ترین آن، جنبه ی سیاسی و اجتماعی است. اصولاً هر هنری علاوه بر این که باید حدِ هنری خود را داشته باشد، به تأثیر روی مخاطب خود چشم خواهد داشت. سینما دستمایه خود را در قسمت دوم بیشتر جستجو می کند زیرا اگر سینما نتواند مخاطب خود را بجوید بی شک حتی اگر سرشار از جلوه های هنری باشد، راه به جایی نخواهد برد. بر همین اساس فیلم سازان بسیاری یا از اردوگاه سیاسی به سمت سینما رفته اند و یا به این اردوگاه پیوسته اند. سینما به واسطه ی فراگیری و مشمولیت عام ، دارای اصلی ترین عامل تکوین یک هنر سیاسی است. پس هیچ گاه نمی توان هنر سینما و یا یک اثر سینمایی را به صورت انتزاعی مورد بررسی دقیق قرار داد ، به خصوص سینمای مورد نظر این نوشتار...

...
ادامه نوشته

فرزندان کوره

مرداد 1384 بود و کارگران یکی از کوره پز خانه های منطقه خدابنده زنجان اعتصاب کرده بودند. کوره در مجاورت روستای زاقلو ی خدابنده قرار داشت و جمعا 13 کارگر (در دو خانواده) از زن و مرد مسن تا کودکان آنها در آن جا کار می کردند. اعتصاب بر سراضافه دستمزد و بیمه کارگران بود. سفر من به کوره  پس از انجام اعتصاب صورت گرفت و من یک هفته در کنار کارگران و زحمتکشان مبارز آنجا بودم. کارگری که رهبری اعتصاب را به عهده داشت نامش سعید بود وهم او بود که ازمن دعوت کرده بود تا به آنجا بروم. یک هفته اقامت در کوره چیزهای فراوانی را به من آموخت و نشان داد. کودکانی که در کوره پا به پای بزرگترانشان کارو زندگی می کردند بیشتر از همه توجه مرا به خود جلب کرد :"محمد" 4 ساله (که او را به زبان کردی حه مه صدا می کردند)، "شایسته" و"احمد" که هر دو10 ساله بودند، "هیمن" 3 ساله که در لای خشتهای خشک شده در آفتاب بازی می کرد و "هیرو"ی یکسال و نیمه که در درون گهواره اش شاهد کار و تلاش بی وقفه اعضای خانواده اش بود. محمد با زبان کودکانه اش در پاسخ به سوال من که اهل کجایی ؟ پاسخ داد : اهل کوره .

آری اهل کوره ،اهل کوره های رنج ، کوره های سختی اهل کوره هایی که سرمایه داری برپا می کند تا از کار و زحمت میلیون ها انسان سود ببرد. این عکس ها یادگار آن روزها است.

عکس شماره 1    شماره 2   شماره 3    شماره  4   شماره 5    شماره 6    شماره 7    شماره 8    شماره 9    شماره 10

نجواها را دوباره بشنویم

فرهاد مهرادترانه نجواها در سال 1358 توسط شهیار قنبری سروده شد و زنده یاد فرهاد مهراد آن را اجرا کرد.ترانه سرا با اشاره به اینکه آن چیزهایی که قابل رستن ، گفتن ، دیدن ، چیدن و خواندن هستند ، کم نیستند خودش به عنوان ترانه سرا و به تبع آن آوازه خوان و ما به عنوان مخاطبان این ترانه  را به کم کاری متهم می کند و برای بیان این اتهامات به مثابه یک نقاش ماهر تصویری از این کم کاریها را در برابر چشمان ما قرار میدهد و خودش و ما را در مقطعی شبیه یک درخت  پژمرده و خشک که کمرش خم شده است ، در زمانی به انسانی در حال مرگ و در جایی به  کسی که قدرت تشخیص سره از ناسره را ندارد ،  درمواردی به یک آدم ترسو و بزدل و در لحظاتی به یک فرد بهت زده تشبیه می کند و در ادامه با تاکید بر افعال صورت نگرفته قبلی از سوی خودش و ما اتهام آخر را  کوبنده تر بیان می کند که وقتی فریاد به اوج خودش رسیده و گوش فلک را پر کرده است به خوابی سنگین زمستانی خود فرو رفته ایم. اما شهیار قنبری علارغم این انتقادهای  واقع بینانه به آرمانها و آرزوهایش که به درستی  فکر می کند مشترک بین همه انسانهاست پشت پا نمی زند وبراهمیت حضور و مقاومت و پایداری تکیه می کند ...          محمد امین عابدین
ادامه نوشته