صدای امید همین نزدیکی هاست ( نگاهی به سینمای كریستف کیشلوفسکی )
ا . منصوری
" كارهایم را كرده ام تنها كاری كه باید بكنم این است كه عصرها در حالی كه سیگار دود می كنم منتظر مرگ باشم"
كیشلوفسكی ( مصاحبه با نشریه ی ابزروواتور )
زمانی که بسیاری از منتقدان از مرگ سینما سخن می راندند فیلمساز لهستانی ، کریستفکیشلوفسکی به تنهایی به عنوان آوانگارد سینمای تجربی خود را به همگان شناساند ( البته به یاد بیاوریم که دولوز در همین دوران بود که سخن گفتن از مرگ سینما را ابلهانه می دانست چرا که به عقیده ی وی سینما هنوز جنبه های ناشناخته ی بسیاری برای کشف کردن دارد و در حقیقت هنوز از عمر سینما چندان نگذشته است).کیشلوفسکی در فیلمهایش بحرانهای انسان مدرن را اکران می کرد و نشان می داد که چگونه زندگی انسان مدرن بی معنا شده است ، اخلاقیت خود را از دست داده است . زمانی لیوتار در مورد آدرنو گفته بود که در قرن بیستم هیچ فیلسوفی چون آدرنو عزای از بین رفتن سوژه و فردیت را نگرفته است . شاید این حکم را این گونه بتوان در مورد کیشلوفسکی به کار گرفت که در سینما هم هیچ سینماگری چونان وی از بین رفتن و فروافتادن انسان را نمایش نداده است . به نظر من کیشلوفسکی گسست قاطعی از فیلمسازان نسل قبل از خود ( برگمان ، تارکوفسکی ، برسون و...) داشته است . در حالی که این سینماگران بعدی متافیزیکی به سینمای خود می دادند و شاید بتوان گفت بحرانهای انسان را از این زاویه می نگریستند ، کیشلوفسکی بی معناشدن زندگی انسان را تنها اکران می کند . در سینمای وی خبر از دیوانه ای نیست که انسانها را نصیحت می کند یا کودکی که کف خیابان در لحظه ی مرگ نجات می یابد و یا کشیشی ایمان باخته که نمی داند چرا خدا در بحرانی ترین لحظات سکوت می کند و یا شوالیه ای که نمی تواند مرگ خود را بپذیرد و یا خبررسانی که اخبار تیره ی جهان را می آورد یا شاعری که پس از مرگش در جهانی محاکمه می شود که کسی نمی داند شاعری چیست از این جهت سینمای کیشلوفسکی هیچ ادعایی ندارد حتی علی رغم داشتن اعتقادات مذهبی هیچ تلاشی نمی کند تا اعتقاداتش را بر فیلم تحمیل کند و سرچشمه ی بی معنایی های آدمهای فیلمهایش را (همچون تارکوفسکی یا حتی برسون و اگر کمی پیشتر برویم درایر) در دوری از ارزشهای مذهبی بداند مثلا در شانس کور وقتی پسرک تنها درکلیسا ایمان می آورد ، فقط از خدا می خواهد که وی را تنها نگذارد ولی چرا پسرک در همان اپیزود تنها می ماند و به تلخی می میرد ؟
انجمن فرهنگي هنري سايه يك سازمان غير دولتي (NGO) در زمينه هاي فرهنگي ، هنري و اجتماعي مي باشد كه در شهر اهواز فعاليت مي كند .