نوروز

نوروز در قلب هر كسی است . در دل و جانش . در روزی كه آن روز برایش روز دیگری باشد ، واقعا روز دیگری باشد . نوروز در خود انسانهاست . برای خود انسانها ، روزی كه چیز تازه ای بیافرینی . كاری كنی . چیزی كه فكر كنی ، حس كنی  و با دل و جان ببینی كه انسان هستی . انسان . نوروز فراتر از این جشن و سنت هاست و اینها نمادی برای آن بیش نیست . برای اینكه از یاد نبریم كه هر روز می تواند نوروز باشد .

. حسین عارف زاده

.

.

هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز

یادی از بزرگ علوی

سید مجتبی بزرگ علوی در بهمن ماه 1282 (دوم فوریه 1904) در تهران به دنیا آمد . دوران تحصیل خود را در لهستان و آلمان سپری كرد و پس از خودكشی پدرش به دلیل ورشكستگی و همینطور فارغ التحصیلی از دانشكده ی مونیخ به ایران بازگشت و در شیراز مشغول شغل معلمی شد . علوی در آن سالیان ناآرام بود و قرار ماندن در یك جا نداشت. او را در شهرهای گوناگونی در شمال می یابیم كه گاهی هم برای مدتی به تهران می آمد. این سرگردانی ها و ناآرامی ها با استخدام برای معلمی در هنرستان صنعتی تهران پایان یافت، او در سال 1931 (10/1309) كار در هنرستان را آغاز كرد كه با دستگیریش در سال 1937 (16/1315) به همراه 52 تن دیگر پایان یافت، داستان 53 نفر را او در كتابی به همین نام آورده است . در سال 1928 همراه با صادق هدایت ، مجتبی مینوی و مسعود فرزاد گروه ربعه را تشكیل داد . آقا بزرگ در روز دهم فروردین 1332 برابر با 31 مارس 1953 در سن 49 سالگی از ایران از ایران خارج شد و در برلین شرقی سكونت یافته و در سال 1335 ازدواج نمود. در این زمان در دانشگاه هومبولت به عنوان استاد یار اشتغال یافته و ماموریت یافت در پایه گذاری رشته ایران شناسی و زبان فارسی شركت نماید. در سال 1959 كرسی استادی دریافت كرد و تا سن 65 سالگی (1969) در این دانشگاه به تحقیق و تدریس پرداخت . مجتبی بزرگ علوی به علت سكته ی قلبی در بیمارستان فریدریش هاین برلین بستری شد و سرانجام در روز یكشنبه 21 بهمن 1375 برابر با 16 فوریه 1997 ساعت 20 و 23 دقیقه دار فانی را وداع گفت. برای اطلاعات بیشتر از این نویسنده می توانید به سایت شخصی وی مراجعه نمائید . ضمنا زندگینامه ی كاملتری كه برگرفته از سایت وی می باشد را در صفحه ی ادبیات گذاشته ام . تعدادی از آثار وی را كه در اینترنت موجود بود در قسمت كتابخانه ی وبلاگ قرار داده ام .

یادش گرامی

خانه تکانی

به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز بد ندیدم که یک خانه تکانی در وبلاگ داشته باشم و حاصلش چیزیست که در حال مشاهده ی آن هستید . عید نوروز را به تمامی دوستان عزیزم تبریک می گویم و از همه ی دوستانی که در سال ۸۴ ما را یاری نمودند تشکر فراوان دارم . امیدوارم که این وبلاگ نمایانگر گوشه ای از زحمات و تلاشهای این عزیزان باشد و حرکتی مثبت در این راستا انجام داده باشم . همینطور از تمام دوستانی که این وبلاگ را مشاهده نموده اند و با نظرات خود به پیشرفت ما کمک کرده اند تشکر می کنم .

ضمنا قالب جدید وبلاگ را به دوست عزیزی تقدیم می کنم که پس از کشف تلفن به کشف اینترنت هم نائل آمد .

نوروز خوش

نگاهی اجمالی به شكل گیری اندیشه ی اجتماعی پس از اسلام ۲


 جلسه این هفته ی حوزه ی علوم انسانی انجمن سایه به ادامه ی مبحث  «نگاهی اجمالی به شكل گیری اندیشه ی اجتماعی پس از اسلام » اختصاص دارد كه این جلسه روز جمعه ۲۶ اسفند 84 ساعت 17  و توسط آقای فرنوش اعتمادی برگزار می گردد . حضور در این جلسه را به همه ی دوستان و همشهریان توصیه می كنم گفتنیست جلسات حوزه ی علوم انسانی انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته جمعه ها ساعت 17 برگزار می شود.  

محل برگزاری جلسات : 

اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه     3331930-3331760-0611

۸ مارس در سایه


گزارش خلاصه ای از مراسم 8 مارس در انجمن فرهنگی هنری سایه

انجمن فرهنگی هنری سایه (NGO) امسال هم مثل سالهای قبل اقدام به برگزاری برنامه هایی به مناسبت روز جهانی زن (8مارس) در شهر اهواز نمود كه در اینجا خلاصه ای از این برنامه ها را جهت اطلاع دوستان می رسانم .البته سال گذشته با گرفتن سالن و آمفی تئاتر در دانشگاه چمران اهواز برنامه های مفصل تری را توانستیم اجرا كنیم كه از جمله ی آن نمایشگاه كتاب با همكاری نشر روشنگران و مطالعات زنان و همچنین  حضور خانم ها زیبا لاهیجی ،دكتر اعزازی و خانم كریمی  بود . متاسفانه امسال اجازه ی اجرای هیچگونه برنامه ای در دانشگاه داده نشد و ما هم مجبور به استفاده از فضا و امكانات كمتری شدیم . به هر حال شرح برنامه ها به این ترتیب بود : برنامه هاشامل یك نمایشگاه از آثار كاریكاتور و خوشنویسی با محوریت موضوع زنان بود كه به مدت ده روز برگزار گردید و در كنار آن نشستهایی نیز به مدت چهار روز برگزار گردید .

روز نخست این نشستها اختصاص به پخش فیلم دایره اثر جعفر پناهی و نقد و بررسی این فیلم بود . فیلم دایره به لحاظ ثبت تصاویری از عمق جامعه ی ایران به طور كلی ارزشمند است . فیلم به طور مشخص روزگار و سرنوشت زنان را دوره می كند و از تمثیل " دایره " برای توصیف آن استفاده می كند كه به لحاظ سینمایی هم كاملا نمایان بود . اما جعفر پناهی مساله ی زنان را به طور ویژه در طبقه ی پایین جامعه دنبال می كند و از معدود مواردی است كه فیلمی در تاریخ سینمای ایران به زنانِ اقشارِ ضعیف جامعه می پردازد .

مساله ی زنان در این فیلم در پیوند اساسی با استثمار بی پایان از اقشار ضعیف جامعه ی طبقاتی مطرح می شود كه در همین اقشار ، زنان و كودكان مورد تبعیض دیگری نیز قرار می گیرند كه این بار از سوی ایدئولوژی مسلط در جامعه تقویت می شود و مورد حمایت قرار می گیرد .

در روز چهارشنبه «بهزاد باپیروند» در سمینار «نقد ادبی زنانه » اشره به دو گرایش در این نوع نقد پرداخت كه یكی از این نوع نقد با عنوان «جلوه های زنان » به این موضوع كه زنان دارای چه نقشی در آثار مردان هستند می پردازد و نوع دیگر كه خود برخی از مواضع گرایش قبلی را مورد انتقاد قرار می دهد نفد زنان(gyno criticism) است . كه در گرایش اول زن در حكم خواننده و در گرایش دوم به زن به عنوان نویسنده توجه می شود . متن کامل

پس از این سمبنار جلسه ی نقد داستان رویایِ یك ساعته اثر كیت شوپن (چاپ شده در مجموعه ی نقد داستان اثر احمد گلشیری) برگزار شد . رویایِ یك ساعته یك داستان كوتاه دو صفحه ای است با محتوایی عمیق و نگرشی فرهنگی . این داستان روایت زنی است كه خبر مرگ همسرش در سانحه ی تصادف توسط اطرافیانس به آرامی به وی القا میشود كه ساعتی پس از شنیدن خبر ، زن آینده ای تازه را از زندگیش در ذهن تصویر می كند كه این رویا با دیدن ناگهانی همسرش در چارچوب در ، مرگ زن را سرانجام دارد . در پایان نتایجی كه از بحث روی این داستان ای بود كه رویای آزادی كنشی است لحظه ای و آنی از تجسم منطق و احساس بیرونی در برابر فرهنگ .و فرهنگ فرایندی است درونی ، تاریخی و مدت دار كه نتیجه ی كنش و واكنش ها ی با محتوی است . زندگی تقابل لحظه به لحظه ی سنت دیروز و راهكار امروز برای رسیدن به آزادی است و در پایان آزادی هدف زندگی است .

در روز پنج شنبه نمایشنامه ی «شب آوازهایش را می خواند » اثر یون فوسه (نمایشنامه نویس نروژی) به صورت نمایشنامه خوانی ارائه شد . در این نمایشنامه روابط زن و شوهری جوان روایت می شود كه زندگی شان دچار بحران شده است كه با حضور مردی غریبه اختلاف به اوج می رسد كه در لحظه ای تراتراژدیك مرد جوان با یك گلوله به زندگی خود پایان می دهد و مرد غریبه نیز زن را رها می كند و زن تنها می ماند .    نمایشنامه یك تراژدی ناقص الخلقه است كه از قواعد زندگی پرشتاب امروزی پیروی می كند . همه ی تلاش زن برای فراخواندن مرد به زندگی بی نتیجه می ماند و در مقابل اصرارِ " بی جسم و بدنِ " مرد ، فاجعه را عینی می كند و به سرعتی غیرطبیعی در یك رابطه ایعاشقانه ( خاصیت پیوند شبكه ای) در انتها به تفكیك میان مفاهیم«رابطه» و «پیوند»(شبكه) پرداخته شد و با توجه به آن ، روابط زناشویی به طور كلی و همچنین در نمایشنامه ی مذكور مورد بررسی قرار گرفت .

روز جمعه و آخرین روز نشستهای 8 مارس اختصاص به دو سمینار و اجرای موسیقی داشت . در سمینار اول كه توسط پژمان رحیمی اجرا گردید عنوان شد كه یكی از زمینه هایی كه ظهور فمینیست در غرب را مهیا كرده ، به نظر بسیاری از صاحب نظران ظهور سرمایه داری و رشد و توسعه ی آن است . با گذار از تولید خانگی به تولید كارخانه ای ، ارزش كار خانگی زنان كه تا ان زمان ارزشی قابل محاسبه در كنار كار مردان داشت ، به دلیل تمركز كار تولیدی در كارخانه ها ، ارزش خود را از دست می دهد . كار تولیدی كاریست كه در مقابل آن دستمزد پرداخت می شود و كار زنان در خانه از این دایره خارج بود . با گسترش سرمایه داری ، زنان در عرصه ی بازار كار ثانویه به خدمت گرفته شدند كه مجموعه ی این تحولات به شكل گیری نارضایتی زنان از وضعیت موجودشان موثر افتاد . توجه به سرمایه داری و ارتباطش با فمینیسم ، در مناسبت روز جهانی زن قابل درك است تظاهرات زنان كارگر نساجی نیویورك مورد سركوب قرار گرفت كه از آن به بعد 8 مارس را به خاطر پاسداشت آن به عنوان روز جهانی زن گرامی می دارند .

سپس سمیناری با عنوان «نگاهی به تاریخ جنبش زنان در ایران » توسط آقای افشین شمس برگزار شد كه در آن ، این موضوع از مشروطه تا انقلاب 1357 بررسی شد و در پایان نیز گروه موسیقی متشكل چند تن از اعضای انجمن سایه 14 قطعه ی گیتار را اجرا كردند و با این اجرا نشستها پایان یافت ولی نمایشگاه كاریكاتور و خوشنویسی با حضور هنرمندان خالق آثار تا 24 اسفند ادامه پیدا كرد .

چهارشنبه سوری در اهواز

دیشب شب چهارشنبه سوری بود یا ظاهرا این طور بود . توی اهواز كه خیابونا شبیه ظهرای تابستون بود . خلوت و سوت و كور . تنها چیزی كه دیده می شد مامورای پلیس بودن . از حوالی عصر سه شنبه هم تمام خیابانها و محله هایی كه مردم برای چهارشنبه سوری اونجا جمع میشن مثل كیانپارس و زیتون و ... تماما در محاصره ی پلیس بود و حتی اجازه ی تردد به وسایل نقلیه عمومی هم داده نمی شد و اون بیچاره هایی كه خونه شون توی این محله ها بود باید مسافت زیادی رو پیاده می رفتن . نمی دونم كه توی شهرای دیگه هم اینجوری بود یا نه ولی چیزی كه مسلم است شرایط اینجا به خاطر مسائل پیش آمده ی خوزستان بسیار امنیتی و پر التهاب تر از جاهای دیگر است . با این حال باید فكری به حال این جشن كرد چون نمی شود مردم را از گرفتن یكی از معدود جشن های باستانی ایرانی كه هنوز برگزار می شود محروم كرد . جلوگیری از بروز شادی و هیجانات جوانان می تواند عواقب بدتری داشته باشد . اگر روز چهارشنبه سوری را هم از اینها بگیرند دیگر چه می ماند؟

بهار ( شعری از حسین عارف زاده )

صدای سرد تو را

از ترجمه ترانه های بادی

که از پشت کوه ها آمده بود

شنیده بودم

وهنوز به خود می لرزم

نه از سوز زمستان ات

که از شوق بهاری

که آرام آرام

در گوش هایم جوانه می زند

 

حسین عارف زاده

نقد ادبی زنانه

كاترین بلزی ، یكی از مطرح ترین منتقدان ادبی معاصر در جایی می نویسد : « خواننده ی فمینیست در فرایند ایجاد تغییر در روابط جنس ها كه بر جامعه ی ما حكمفرماست مشاركت می كند و عمل خواندن را به مثابه ی یكی از عرصه های مبارزه برای ایجاد تغییر می نگرد »

آن چه بلزی می گوید ، به چند نكته ی بسیار مهم و كلیدی اشاره دارد . یكی این كه ، دیگر تنها با منتقد فمینیست یا نظریه پرداز فمینیست یا چیزی از این قبیل مواجه نیستیم ؛ بلكه « خواننده ی فمینیست » نیز هست ، كه با عملِ خواندنِ خود ، در جامعه اش ایجاد تغییر می كند . نكته ی دیگر كه جدا از مورد نخست هم نیست قصدِ  فمینیسم در  ایجاد تغییر در روابط جنس ها در سطح جامعه است .در اینجا با رادیكال و به شدت سیاسی بودن فمینیسم و نقد فمینیستی مواجهیم . فمینیسم با با ایجاد تغییرات مذكور در روابط زن و مرد در جامعه ، عملا در نظم اجتماعی دخالت می كند .

كیت میلت -  یكی از منتقدین شهیر فمینیست – نیز در كتاب جنجالیش « سیاست جنسی » (1970) به بررسی نقش الگوهای شخصیت های زن در آثار كسانی چون دی . ایچ . لارنس  و هنری میلر می پردازد . میلت در پایان به این نتیجه می پردازد كه در آثار نویسندگان مرد ، پیوندی بین رابطه ی جنسی و قدرت وجود دارد . میلت توضیح می دهد كه نوع توزیع قدرت در رابطه ی جنسی زن و مرد ، نشانگر توزیع قدرت بین دو جنس در جامعه است .  در نتیجه حوزه ی خصوصی و شخصی ، مانند حوزه ی عمومی كاملا سیاسی است . این مثال از بحث كیت میلت ، خود دلیل دیگری در رادیكال بودن فمینیسم است .

اما در اینجا مایلم به دو گرایش عمده در نقد فمینیستی بپردازم . یكی از این دو گرایش ، نقد «جلوه های زنان» (images of women) نام دارد . در این نوع نقد ، به این موضوع كه زنان دارای چه نقش – الگوهایی ، خاصه در آثار مردان ، هستند . چه شخصیت هایی ( قالبی ) به زن داده می شود ، می پردازند . قدر مسلم ، در بسیاری از آثار نویسندگان مرد ، زن موجودی منفعل و كنش پذیر ( و نه فعال و كنش گر ) ، غیر قهرمان و شخصیت های درجه ی دوم است . این گونه آثار ، خود تنها می خواهند واقعیت بیرون را بازتولید كنند . جوزفین داناوان ، از نظریه پردازان مطرح این نوع نقد فمینیستی ، می نویسد :« بخش بزرگی از ادبیات ما در حقیقت مبتی بر جلوه هایی ثابت یا كلیشه ای از زنان است . . . در بسیاری از آثار ادبی ، زنان انسان تلقی نشده اند . . . بلكه بیشتر در حكم اشیائی برای تسهیل ، توجیه و حمایت از خواستهای مردان را دارند .»

گرایش عمده ی دیگر در نقد فمینیستی ، كه خود برخی مواضع نقدِ « جلوه های زنان » را مورد انتقاد قرار می دهد ، «نقد زنان (gyno criticism) » است . اگر بگوییم در نوع نخست زن در حكم خواننده مطرح است ، در این گرایش دوم به زن در حكم نویسنده توجه می شود . الین شوالتر ، نظریه پرداز مطرح آمریكاییِ این گرایش ، در مقاله ی «به سوی بوطیقای فمینیستی» می نویسد :

( وقتی نقد فمینیستی توجه خود را به «زن در حكم نویسنده» معطوف می كند ، در واقع به زن در حكم تولید كننده ی معنای متنی ، به تاریخ ، ژانرها و ساختارهای ادبیاتی كه زنان تولیدكننده ی آن بوده اند ، می پردازد . موضوعات چنین مطالعاتی عبارتند از : پویش شناسی روانی آفرینندگی زنان ، زبان شناسی و مساله ی زبان زنانه ، خط سیر فردی یا جمعی ادبیات ، تاریخ ادبیات و البته مطالعه ی نویسندگان و آثارِ به خصوص .

به تبع از چنین نقدی بود كه بسیاری از آثار زنان كشف شدند . این آثارِ سركوب شده كه تنها با معیارهای ارزشیابی مذكر مطابقت نداشتند، شامل انواع متون ادبی میشد كه توسط منتقدان ادبیِ فمینیستِ زن كشف و احیاء شدند . در پی این مساله ، دامنه ی آثار و متون زنانه بسیار وسیع تر شده و شامل خاطرات ، یادداشتهای روزانه ، تاریخ شفاهی ، خود زندگینامه نوشت و چیزهایی از این قبیل نیز شد . بنگاه های انتشاراتی خاص زنان هم از این زمان (بعد از موج دوم فمینیسم) شروع به فعالیت كردند .

از سوی دیگر تحت گرایش اخیر ، نویسنگان زن نیز شروع به آفرینش و خلاقیت برای فراتر رفتن از سطح نوشتار معمول مردسالارانه ی فرهنگ غربی كردند . از جمله ، این نویسندگان آثاری نوشتند كه در آنها این زن است كه محوریت دارد ؛ زن در آثار اینان ، موجودی منفعل نیست بلكه كنشگر است ، قهرمان و شخصیت اصلی است . همچنین ، زنانِ نویسنده برخی از مسائلِ منحصربه فرد و خاص زنانه را در آثارشان گنجاندند . از جمله ی این ویژگی های زنانه می توان به احساس مادری ، زایمان ، تجربه ی مورد تجاوز قرار گرفتن و . . . اشاره كرد .

بهزاد باپیروند ( دانشجوی زبان انگلیسی و عضو انجمن فرهنگی هنری سایه)

پاورقی :

از سری نشستهایی كه به مناسبت روز جهانی زن(8مارس) برگزار گردید روز سه شنبه سمیناری با عنوان «نقد ادبی زنانه» توسط آقای بهزاد باپیروند برگزار شد كه خلاصه ای از این جلسه در مقاله ی بالا آورده شده .

نمایشگاه ادامه دارد

سلام

با تشكر از همه ی دوستانی كه تشریف آوردند و نیاوردند . به استحضارتون می رسونم كه نمایشگاه كاریكاتور و خوشنویسی تا 24 اسفند ادامه داره . ضمنا گزارش مفصلی از نشست ها و حواشی نمایشگاه را در روزهای آینده می نویسم . و با پوزش به خاطر مشكلات وبلاگ كه به علت در دست تعمیر بودن میهن بلاگ بود . ضمنا از بنیامین ، مانینا ، لادن ِ سارا و بقیه دوستانی كه حضور فعال داشتند تشكر ویژه دارم .

اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی

هنری  سایه    3331930-3331760-0611

شعری از حسین عارف زاده

فرشته ها گاهی

از آسمان فرود می آیند ،

و لب های دیوانه ای را

زیر نمناکی ِ چشم های خدا

                                  می بوسند

فرشته ها گاهی

در خاموشی ِ دیوانه وار ِ ابر

انسان می شوند

و خدا از چشم هایشان

                            سقوط می کند

فرشته ها گاهی

روبه روی ات می ایستند

و حمام خاکستر می گیرند

تا تو در خویش

ابدیتی بی حصار را

                         تکرار کنی

 

 

حسین عارف زاده

آیا بیولوژی سرنوشت زن است؟

 (يادداشتي به پيوست معرفي کتاب)

"ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند" که همگي باور کنيم نابرابري و بي عدالتي ها پايدار تر از آن است که ما انسانها بتوانيم کاري به پيش ببريم. يکي به افيون و بنگ دچار است و ديگري به فشار هرزه ي دستي – بگو هر که باشد – دل سپرده و ديگراني نيز شبانه روز٬ مشغول اند به صادر کردن " مانيفست انفعال" و نوحه خواني٬ به توهم مرگ آرمان ها!

اما ما متوجه کساني هستيم که مي خواهند لااقل کاري هرچند کوچک به انجام برسانند. بهتر است به دام روزانه نويسي مرسوم دچار نشويم و معين کنيم که مي خواهيم درباره ي "مسايل زنان" به بحث بپردازيم. در مقابل اين جهل مرکب که مرموزانه و اغلب ناشيانه مي پرسد که چرا "مسايل زنان" و نه "مسايل مردان"٬ بايد پاسخي جدي و سرراست داد. پرداختن به نابرابري هاي ميان زنان و مردان٬ بيگاري معلول بيکاري پنهان يا دل خوش کنکي براي گذرانِ ترم هاي تحصيلي نيست٬ بلکه ضرورتي است٬ و نديدن آن منجر به پروازي تا به بلندا مي شود که نتيجه ي آن سقوطِ آزاد و با مغز به زمين خوردن است! آمار بالاي طلاق در ايران٬ نابهنجاري روابط پسران و دختران٬ فرسايش رواني جوانان و ديگر مسايل اجتماعي مانند فرار دختران٬ روسپي گري٬ اشکال متنوع خشونت عليه زنان و کودکان٬ بحران روابط عاطفي و جنسي٬ همگي نتيجه ي ناديده گرفتن "زن" و "مسايل زنان" است.

سيمون دوبووار (نويسنده کتاب مهم "جنس دوم" مي گويد: "من زن نبودم٬ بلکه زن شده ام". بي توجهي به منظور دوبووار از کاربرد واژه ي "زن"٬ ما را براي درک جمله ي فوق ناتوان مي کند. اول اينکه "زن" داراي ويژگي هايي است که تعريف شده اند و سرسختانه از اصول آن دفاع و حمايت مي شود.

دوم اينکه "زن" مفهومي تاريخي است که بي ارتباط با تحولات اجتماعي٬ اقتصادي و سياسي جوامع بشري نيست. خلافِ جهت حرکت کردن زنان و پيش گامانِ نقد سلطه ي حاکم در دوران مدرن انديشه ي بشري و عصر تمدن صنعتي٬ "مسايل زنان" را قابل طرح کرده و در دستور کار قرار داده است. مقصود اين نيست که زنان قبل از اين دوران هيچ تلاش نکرده اند٬ بلکه کيفيت مبارزه ي انساني به طور اساسي متحول و البته اميدبخش تر شده است. سوم اينکه موقعيت کنوني زنان ازلي نبوده است٬ پس نمي تواند ابدي هم باشد. سه موردي را که متذکر شديم ضمن اينکه مستقل از يکديگر قابل طرح هستند٬ ارتباط تنگاتنگي نيز با هم دارند

اکنون تلاش مي کنيم خيلي ساده و به جاي طرح بي جاي مسايل غامض و پيچيده (که اتفاقاً توانايي آن را هم ندارم) به معرفي کتابي بسيار مهم در عرصه ي مطالعات زنان بپردازم. "آيا بيولوژي سرنوشت زن است" عنوان کتابي کم حجم اما بسيار مهم از خانم ايولين ريد (evelyn reed) است که يکي از فرهيخته ترين٬ روشن بين ترين و شريف ترين پژوهشگران همه ي دوران هاست که سراسر فرصت زندگي٬ توانِ جسمي و بضاعت علمي اش را صرف پرتوافکندن بر سويه هاي تاريک و مغفول مانده يا عمداً کنار نهاده شده ي علمِ مردم شناسي کرد. در ابتدا نويسنده ي کتاب ما را متوجه مقايسه اي مي کند که همواره مدافعان نظم کنوني و طرفداران نقشِ فروتر زنان٬ مطرح مي کند. مقايسه اي که ميان انسان ها و حيوانات صورت مي گيرد و برتري مردانه را در دنياي حيوانات نيز جستجو مي کنند و تلاش مي شود٬ برتري جنسي "نرها" را به شکل اصلي خدشه ناپذير به اثبات برسانند. خانم اولين ريد ابتدا در بخش نخست کتاب به مقايسه اي ميان انسان و حيوان مي پردازد و نشان مي دهد که چگونه انسان قابليت تغيير فضاي زندگي خود را دارد و مسلماً نمي تواند براي هميشه اسير دست طبيعت و محدوديت هايش باشد و در واقع بر نظر فردريش انگلس (فيلسوف و اقتصاددان آلماني و همکار کارل مارکس) که نقشِ کار در تبديل ميمون به انسان را عمده مي کند٬ تکيه مي کند. اما مدعيان استدلال اصلي شان را تحت عنوان "نظريه ي زهدان" مطرح مي کنند. اين نظريه به طور کلي اعضاي جنسي و تناسلي انسان ها و حيوانات را علت ضعيف بودن جنس ماده نسبت به جنس نر مي داند. يعني زنان به علت قابليت بچه دار شدن و تبعات آن همواره عقب تر از مردان قرار مي گيرند!! ايولين ريد براي برخوردي انتقادي با اين نظريه٬ ابتدا سري به دنياي حيوانات ميزند و با بررسي هاي مفصل و استفاده از نتايج تحقيقات بسياري٬ چنين مي نويسد: "واقعيت اين است که در عالم حيوانات اين جنس نر است که ناتوان است٬ نه جنس ماده و اين معلول ويژگي هاي مخربِ تمايل جنس نر در طبيعت است" ايولين ريد همچنين مي نويسد: "حيوانات نر به دليل اين خصلت ستيزه جوي تمايل جنسي نرينه٬ جدايي طلب و تفردطلب هستند و ناتوان از گردهم آمدن در گروه هاي مبتني بر همکاري متقابل […..] در طبيعت٬ اين ناتواني نرها براي همياري با يکديگر تا جايي که به بسط پيوندهاي گروهي مربوط مي شود٬ نقص بزرگي است" و بالاخره چنين نتيجه گيري مي کند که : "انجام وظايف مادري٬ امتيازي براي ماده ها در تنازع بقا به ارمغان آورد و شاخه اي از ميمون هاي انسان نما را که اجداد ما بودند٬ قادر ساخت تا از خلال فعاليت هاي کاري٬ از شيوه ي طبيعي تنازع٬ به شيوه ي انساني آن گذر کنند. در گذار از ميمون به انسان٬ طلايه داران٬ ماده ها بودند و نه نرها". خانم ايولين ريد در اين بخش از کتاب به پديده اي به عنوان "نر مسلط" وجود دارد که اين به علت ستيز و جنگ ميانِ خودِ نرهاست و نرِ مسلط٬ تنها ارتباطي که با جنس ماده پيدا مي کند براساس قابليتش براي بارور کردنِ جنس ماده است و حتي اين پذيرش وقتي ماده ها وارد چرخه ي مادري خود ميشوند٬ اين پذيرش جنس مخالف پايان ميگيرد. ايولين ريد در اين بخش توضيح ميدهد که چرا تمايل جنسي نرها٬ وظايف پدري را بوجود نمي آورد و چگونه وظايف مادري در نزد ماده ها به پيشرو بودن آنها ياري ميرساند. استدلال ديگري که در همين بخش از کتاب مورد بحث قرار مي گيرد٬ برتري و سلطه ي جسمي و فيزيکي جنس نر بر ماده است. اين قابل قبول است که نرها (البته نه در همه ي گونه ها) درشت تر و از نيروي عضلاني بيشتري برخوردارند٬ ولي به نظر ميرسد ذهنيت مردانه ي ما انسان ها خواسته است روابط حيوانات را نيز با توجه به وضعيت اجتماعي انسان ها توجيه و تشريح کند. اما از نظرگاهي فمينيستي٬ "نر مسلط" در دنياي حيوانات يک افسانه٬ بيشتر نيست. مدعيانِ زن ستيز٬ استدلال ديگري را نيز به کار مي گيرند و آن هم نظريه به تقسيم اجتماعي ميان زنان و مردان توجه مي کند و معتقد است زنان با توجه به وضعيت جسماني شان (نظريه زهدان)٬ بيشتر به کارهايي مثل جمع آوري خوراک و کارهاي روزمره ميپرداختند ولي مردان چون قدرتمندتر بودند به شکار ميپرداختند. در اين نظريه شکارگري بسيار مهم جلوه داده شده است و کارِ زنان دچار تحريف شده و جنبه هاي مختلف آن ناديده گرفته شده است. در اين بخش از کتاب٬ خانم ايولين ريد به افشاگري درباره ي نظرياتي ميپردازد که نقش مهم زنان را در تقسيم کار اوليه ناديده ميگيرند. او معتقد است که اين زنان بودند که شکل هاي گوناگوني از توليد٬ از چرم سازي٬ ساختن ظروف٬ و انواع صنايع دستي تا خانه سازي٬ داروسازي و انکشافِ نخستين شکل هاي علم را انجام ميدادند. در حالي که يک شاخه از کار زنان٬ يعني کشتِ زمين با خيشِ ابتدايي٬ به کشاورزي تحول يافت٬ شاخه ي ديگر٬ يعني اهلي کردن جانورانِ وحشي سر از پرورش احشام درآورد. اين پيشرفت هاي بزرگ نه تنها پايه هاي تمدن را بنا نهاد بلکه مردان را از قيد شکار رها ساخت تا در اين شکل هاي عالي ترِ توليد شرکت کنند [……] بدين ترتيب اين نه مردانِ شکارگر٬ بلکه زنانِ توليد کننده٬ حکيم٬ پرستار٬ معلم و ناقلان ميراث اجتماعي٬ فرهنگي و فني بودند که مهم ترين کارها را در نخستين تقسيم کار مبتني بر جنس انجام ميدادند. نويسنده در ادامه به نظريه ي "خالوسالاري" ميپردازد که به عنوان دليلي براي انقياد هميشگي زنان در طول تاريخ آورده مي شود. ولي خانم ريد ضمن تحليل دقيق٬ نشان مي دهد که "خالوسالاري" نشان دهنده ي گذار کلانِ مادرسالار به خانوارِ پدرسالار است و اتفاقاً دليلي براي وجود مادرسالاري در دوره اي از تاريخ مي باشد. اين کتاب برخلاف حجم کم اش٬ بسيار غني و پرمحتواست که البته دوستداران اين مباحث مي توانند نظريات خانم ايولين ريد را مفصل تر در ديگر آثار ايشان مطالعه کنند٬ از جمله: انسان در عصر توحش (ترجمه ي محمود عنايت)٬ آزادي زنان (ترجمه ي افشنگ مقصودي)٬ مد و بهره کشي از زنان (ترجمه ي افشنگ مقصودي).

دلايل اهميت کتاب مذکور و جنبش کنوني مدافع حقوق زنان:
علاوه بر نکاتي که خانم ايولين ريد در کتاب شان طرح مي کنند و شامل ديدگاه هايي تازه تر و انساني تر در مردم شناسي مي باشد٬ دلايل ديگري نيز براي اهميت اين کتاب٬ قابل طرح است. نگارنده ي اين سطور به پيروي از خانم ريد معتقد است که رمز انقياد زنان در طول حيات تاريخي٬ در واقع شکل گيري مالکيت خصوصي بوده است و زنان به دليل نقش محوري و کليدي اي که داشتند٬ به علت کشاکش کلان ها و قبايل انساني٬ به صورت ملکِ آن حوزه ي انساني درآمدند و نهايتاً به صورت کالا مورد معامله قرار گرفتند. اين دگرگوني در پهنه ي فرهنگ و اجتماع٬ به حذف فرهنگي و اجتماعي زنان انجاميد که ما از آن به عنوان "مردسالاري" ياد مي کنيم. مردسالاري در طول تاريخ رنگ و لعاب متفاوتي به خود گرفته است و همچنين مالکيت خصوصي اوليه٬ در دوران جديد به شکلي پيشرفته تر و قدرتمندتر و با عملکردي سرمايه دارانه و سود محورانه به حيات خود ادامه ميدهد و اکنون در وضعيتي کاملاً جديد (نئوليبراليسم) به سر مي برد. از ويژگي هاي کنوني آن ميتوان به موارد ذيل اشاره کرد:
تحرک سريع و پرحجم سرمايه در سطح جهان٬ تمرکز سرمايه در دست انحصارات فراملي٬ نفوذ سرمايه داري به همه ي حوزه هاي زندگي بشر و خطر انهدام تمامي هويت هاي جمعي٬ گره خوردگي خشونت با جوانب مختلف عملکرد سرمايه که منجر به جنگ هاي عظيم شده است و .... اما برخلاف اصول اوليه ي مدرنيته که به برابري انسانها – از جمله ميان زنان و مردان – تاکيد ميکرد٬ پروژه ي مدرنيته دچار عواملي تحديدگر شد که سرمايه داري يکي از مهمترين آنهاست.

سعاد الصباح

امروز چند شعر از سعید الصباح براتون میذارم كه در ارتباط با مسائل زنان است . نمایشگاه كاریكاتور هم از دوشنبه شروع میشه . منتظر حضور دوستان هستیم . شهر اهواز هم امن و امان است و تقریبا سه روز است كه بمبی منفجر نشده و آخرین آن بعدازظهر روز اعدام بمب گذاران خیابان نادری بود . ضمنا از دوستانی كه لطف می كنن و با نظراتشون ما رو دلگرم می كنن تشكر می كنم . ضمنا از دوستانی كه در اهواز هستن و این وبلاگ رو می بینن موضوع نمایشگاه ما رو به دوستانشون هم اطلاع بدن. با تشكر

      « دموکراسی »

دموکراسی این نیست 

               که مرد نظرش را درباره ی سیاست

بگوید

               و کسی هم به او اعتراض نکند

دموکراسی این است که

               زن نظرش را درباره ی عشق بگوید

                و کسی هم او را نکشد !

       « زخم زبان »

هر گاه مرا با دشنه ی کلماتت

                                   زخمی می کنی

به من می گویی :

اگر بچگی کردم

                       مرا ببخش !

ببینم

تو تا کی می خواهی از مادری من

                         سوءاستفاده کنی

                          تا کی ؟!

   « طولانی ترین رودخانه ی دنیا »

وقتی با تو به رقص بر می خیزم

پاهایم سنبله های گندم می شوند

و گیسوانم

طولانی ترین رودخانه ی دنیا !

سعاد الصباح 

 از مجموعه شعر « در آغاز  زن بودن »

انتشارات روزنه / 1372

شعری از مهدی علاقمند

زندگی مرا از سنگ ساخت

سنگی كه می شود با آن ساختمان ساخت

ساختمانی كه می شود از آن بالا

خودت را پرت كنی كف آسفالته ی خیابان

مردم از كنار جسدت رد شوند

و بگویند : چه ساختمان بلندی

« مهدی علاقمند »

نمایشگاه كاریكاتور

انجمن فرهنگی هنری سایه به مناسبت روز جهانی زن (8 مارس) اقدام به برگزاری برنامه هایی متناسب با حوزه ی فعالیت خود نموده كه در شرح این برنامه ها را در ادامه می تونید ببینید . از تمامی دوستان اهوازی دعوت می كنیم كه در این برنامه ها شركت نمایند .

نمایشگاه كاریكاتور ( آثار افشین شمس قهفرخی) عضو انجمن كاریكاتور اصفهان

به همراه آثار خوشنویسیِ هدایت موسوی (مسئول انجمن خوشنویسان رامهرمز)

در محل انجمن فرهنگی هنری سایه از تاریخ دوشنبه ۱۵ اسفند  الی 24 اسفند 84 و از ساعت 14 الی 21 دایر می باشد .

                                                           بازدید برای عموم آزاد می باشد

محل برگزاری  :

اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه     3331930-3331760-0611

مقایسه ی دادگاه مطبوعات در ایران و سایر كشورها

امروز برای مدتی وبلاگ دیده نمی شد كه به علت خرابی سرور بود . مدتیه كه سرویس میهن بلاگ كمی دچار مشكل شده كه امیدوارم هر چه زودتر برطرف بشه و این سیتم كه می تونم بگم كاملترین سیستم ارائه ی وبلاگ فارسی هست به كار خودش ادامه بده . به خاطر دیر آپدیت كردن هم معذرت میخوام . دلیلش هم برگزاری مراسمی به مناسبت روز جهانی زن (8 مارس) است كه مشغول تدارك آن هستیم . كه شامل نمایشگاه كاریكاتور به مدت ده روز ، نمایشنامه خوانی ، نقد ادبیِ زنانه ، نقد داستان ، نقد و نمایش فیلم دایره اثر جعفر پناهی و چند برنامه ی دیگر كه در پست های بعدی به طور مفصل شرح و ساعت برگزاری برنامه ها را می نویسم .

ضمنا برنامه ی این هفته ی حوزه ی علوم انسانی اختصاص دارد به موضوع « مقایسه ی دادگاه مطبوعات در ایران و سایر كشورها » كه توسط خانم فرشته تابانیان ( دانشجوی حقوق ) روز جمعه 12 اسفند 84 ساعت 17   برگزار می شود . حضور در این جلسه را به همه ی دوستان و همشهریان توصیه می كنم گفتنیست جلسات حوزه ی علوم انسانی انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته جمعه ها ساعت 17 برگزار می شود.   

محل برگزاری جلسات :

اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه     3331930-3331760-0611

روز جهانی زن ( ۸ مارس )

نمایشگاه كاریكاتور ( آثار افشین شمس قهفرخی) عضو انجمن كاریكاتور اصفهان

به همراه آثار خوشنویسیِ هدایت موسوی (مسئول انجمن خوشنویسان رامهرمز)

در محل انجمن فرهنگی هنری سایه از تاریخ دوشنبه ۱۵ اسفند  الی 24 اسفند 84 و از ساعت 14 الی 21

محل برگزاری  :

اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه     3331930-3331760-0611

نشست ها و برنامه های دیگر در كنار نمایشگاه كاریكاتور به مناسبت روز جهانی زن ( 8 مارس):

سه شنبه 16 اسفند : نمایش و نقد و بررسی فیلم « دایره » اثر جعفر پناهی  »  ساعت 17

چهارشنبه 17 اسفند : سمینار « نقدِ ادبیِ زنانه » ارائه دهنده : بهزاد باپیروند(دانشجوی زبان ) »  ساعت 17

                             و در ادامه

                              نقد و بررسی داستانِ « رویایِ یك ساعته » اثر كیت شوپن

پنج شنبه 18 اسفند : نمایشنامه خوانی  -  اثری از یون فوسه (نمایشنامه نویس نروژی)

                                                                        نمایشنامه ی « شب آوازهایش را می خواند »   ساعت 17

جمعه 19 اسفند : برگزاری سمینار پیرامون مسائل زنان    ارائه دهندگان :

                                                                           افشین شمس (نگاهی به تاریخ جنبش زنان در ایران)

                                                                           و پژمان رحیمی ( سرمایه داری و فمینیسم )  »ساعت 17

                                                                           و

                                                                           اجرای موسیقی ( دو نوازی گیتار )      »    ساعت 19

                                    بازدید از نمایشگاه و شركت در جلسات برای عموم آزاد می باشد

محل برگزاری نشست ها :

اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی چهارم _ انجمن فرهنگی هنری  سایه     3331930-3331760-0611

فكور اثر آلبرتو موریانا

در جلسه ی این هفته ی حوزه ی ادبیات داستان كوتاه« فكور » اثر آلبر كامو در روز چهارشنبه 10 اسفند 84 ساعت 17 برگزار می شود . گفتنیست جلسات حوزه ی ادبیات انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته چهارشنبه ها ساعت 17 برگزار می شود . از عموم علاقه مندان دعوت می شود در این جلسات شركت كنند .

محل برگزاری جلسات :

 اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگیهنری  سایه

3331930-3331760-0611

پیشنهاد ، اعتراض ، انفجار

خوزستان باز هم بر آشفت . این بار بمب گذاری در دز فول و آبادان بود كه دیگر تبدیل به یك امر عادی شده . البته امروز دود غلیظی در جنوب غربی اهواز در حومه ی شهر دیده شده كه در این مورد هیچ خبری گزارش  نشده و علت آن مشخص نگردیده .

  دو موضوع دیگر هم یكی در رابطه با پیشنهاد لو گوی نوروز برای گوگل در ICT center و دیگری اعتراض به  لغوتعطیلی ۲۹ اسفند و ۱۳ فروردین در جمهور بود كه توجهم را جلب كرد . البته می دانم كه اكثر دوستان از آن مطلعن ولی گفتن دوباره آن ضرری ندارد . ضمنا انجمن سایه در تدارك برگزاری مراسمی به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن می باشد كه توضیحات مفصلی را در مورد آن در پست های بعدی خواهم داد . لطفا هر گونه نظر یا پیشنهاد خود را برای این مراسم در قسمت نظرات مطرح كنید .

در پی درخواستهای پی در پی ایرانیان برای قرار دادن لوگویی به مناسبت نوروز در گوگل ، این سایت در جوابی كه بصورت اتوماتیك فرستاده بود خواستار ارسال درخواست ها به صورت رسمی شده بود . كه توضیحات كامل جهت ارسال این درخواست را در اینجا می توانید مشاهده نمائید .

جمهور پیشنهاد داده كه برای اعتراض به لغوتعطیلی ۲۹ اسفند و۱۳ فروردین فعلا به این شكل عمل شود  :   با رفتن به این آدرسمی توانید به اقدام مرکز پژوهشهای مجلس در حذف تعطیلی ۲۹اسفند روز ملی شدن صنعت نفت و همچنین ۱۳ فروردین ماه اعتراض کنید.در پایین صفحه بخش انتخاب دپارتمان گزینه ی "معاونت پژوهشی" را انتخاب نمایید و پیام اعتراضی خود را در محل "متن پیغام"واردکنید .  
» برای فرستادن اعتراض به احمد توکلی نیز به این فرم آنلاین تماس مراجعه کنید و پیغام بگذارید.

زنی از دور آمد

دست هاش را ستون كرده بود روی میز و سرش را توی جام دست هاش نشانده بود و به كاغذی كه دیگر سفید نبود و پر بود از نوشته هایی كه بیشترش خط خورده بود، نگاه می كرد. مگس نسبتا" بزرگی نشست روی كاغذ و روی جملات درهم و برهم حركت كرد. دست هاش را بسیار آرام از زیر چانه اش جدا كرد و به صندلی تكیه داد. بعد از كمی مكث ناگهان دستش را كوبید روی كاغذ. دستش را كه از روی كاغذ برداشت، له شده ی مگس روی یكی از جمله ها پدیدار شد.

از روی صندلی بلند شد و رفت به طرف یخچال. سیبی از توی كشو برداشت و گاز زد. كمی كه سیب را جوید  باقی اش را تف كرد توی سطل آشغال كنار یخچال. ساعتش را نگاه كرد. شش و بیست و پنج دقیقه بود. دوباره به طرف میز رفت. سالنامه را از روی میز برداشت و ورق زد تا رسید به نهم تیر ماه. توی قسمت یادداشت ها نوشته شده بود: « ساعت شش و نیم، امضاء كسی كه هیچگاه بدقولی نكرده است. » پرده را كشید. پنجره را كه درست روبروی میز قرار داشت باز كرد. برف می بارید. یكی از سیگارهایی را كه روی میز افتاده بود برداشت و با انگشت های دست دیگرش روی دسته ی صندلی ضرب گرفت. سیگارش را كه تمام شد از پنجره بیرون انداخت. از خانه بیرون رفت و نشست زیر پنجره كه سایه بان داشت. زیر شیشه مه گرفته ی ساعت دنبال عقربه ها می گشت. توی خودش جمع شد و بعد رفت از داخل خانه چند تكه چوب و یك سطل حلبی آورد. آتش را درست كرد و همان جا زیر پنجره به خواب رفت.

............................................................................................................................

زنی از دور می آمد. در خانه نیمه باز بود. در را باز كرد و اندكی در آستانه ماند. نگاهش را دور خانه گرداند و اسم كسی را صدا زد. صدایش توی باد سردی كه از پنجره ی روبروی میز تو می زد، پیچید و توی صورتش خورد. به طرف میز رفت و برگه های كوچكی را كه روی زمین پخش شده بود، یكی یكی جمع كرد و تاریخ هر كدام را خواند. وقتی برگه ای را كه نشان دهنده ی نهم تیرماه بود، پیدا كرد، دست از جستن برداشت. دست خط خودش را  شناخت: « ساعت شش و نیم، امضاء كسی كه هیچگاه بد قولی نكرده است. » به ساعتش نگاه كرد. ثانیه شمار درجا می زد. سگی لاغرمردنی كه استخوانی به دندان گرفته بود از در وارد شد و روبروی زن نشست. زن به طرف یخچال رفت  تا چیزی برای سگ پیدا كند. در یخچال را كه باز كرد جیغ بلندی كشید و عقب عقب رفت و پرت شد روی میز بزرگی كه وسط خانه قرار داشت. كرم ها توی هم می لولیدند. پایه های میز لرزید و صفحه ی میز و زن باهم روی زمین افتادند. كاغذی توی هوا سرگردان شد و آرام پایین آمد. كاغذ را برداشت. بین تمام نوشته های درهم و برهم و خط خورده ای كه روی كاغذ بود تنها یك بیت شعر قابل خواندن بود. بیتی كه روی اولین كلمه اش سیاه شده بود:

....... آغاز زمان است

زندگی مرگ زمان است

صدای پارس سگ را از پشت پنجره شنید. كاغذ را توی جیبش گذاشت. تكه ای غذا از توی كیفش درآورد و از خانه بیرون رفت. دور خانه چرخید و به طرف پنجره رفت. دوباره جیغ كشید. پاهاش سست شد و روی زمین افتاد. سگ از لیسیدن استخوان ها دست كشید و به طرف زن رفت. تكه ی غذا را كه از دست زن افتاده بود، به دندان گرفت و بعد زبانش را كشید روی صورت زن. زن چشم هاش را باز كرد. بلند شد و نشست روی سطل حلبی كه كنار استخوان ها افتاده بود. كاغذی را كه بیت « ..... آغاز زمان است  زندگی مرگ زمان است » رویش نوشته شده بود، از جیبش بیرون آورد و قبل از كلمه ی آغاز، همان جا كه سیاه شده بود، نوشت: « مرگ ».

مهدی علاقه مند

شعری از یونس اسفندیار

زدودن می بایست

حباب رنگین خاطره ها را

- جستن می بایست –

شاید به هاله ای بسنده كنی

                                     گنگ و كمرنگ

كه بتدریج رنگ غبار نزدوده را به خود می گیرد

اما انگار نه غبار را زدودنی در كار است و

نه هاله را رخ نمونی !

« یونس اسفندیار »

به یاد م . آزاد

م.آزاد در سال 1312 در تهران چشم به جهان گشود دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در همین شهر به  پایان رساند سپس وارد دانشگاه شد ودر سال 1336 از دانشكده ادبیات و زبان فارسی دانشگاه تهران موفق به دریافت درجه لیسانس گردید بعد دوره دانشسرایعالی تهران را نیز به پایان رساند و به مدت 10 سال به كار آموزگاری روی آوردچندی در دبیرستانهای این شهر به تدریس ادبیات فارسی پرداخت در سال 1346 به كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان انتقال یافت م.آزاد زبان انگلیسی می داند و علاوه بر ترجمه اشعار پراكنده شاعران سرزمینهای دیگر در زمینه زندگی نامه و نقد و نظر آثاری به چاپ رسانده و نیز چند قصه به شعر و نثر برای كودكان نوشتهاست  وی در تاریخ 29دی ماه 1384 در سن هفتاد و دو سالگی به دیار شب طولانی پیوست.

مجموعه اشعار وی را در اینجا می توانید مطالعه كنید . و همچنین مطلبی از نسیم خاكسار با عنوان « م. آزاد، فصل كوچكی از تاریخ آبادان بود» در مورد وی را در صفحه ی ادبیات بخوانید .

یادش گرامی

 

نگاهی اجمالی به شكل گیری اندیشه ی اجتماعی پس از اسلام


 جلسه این هفته ی حوزه ی علوم انسانی انجمن سایه به «نگاهی اجمالی به شكل گیری اندیشه ی اجتماعی پس از اسلام » اختصاص دارد كه این جلسه روز جمعه 5 اسفند 84 ساعت 17  و توسط آقای فرنوش اعتمادی برگزار می گردد . حضور در این جلسه را به همه ی دوستان و همشهریان توصیه می كنم گفتنیست جلسات حوزه ی علوم انسانی انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته جمعه ها ساعت 17 برگزار می شود.  

محل برگزاری جلسات :

اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگی هنری  سایه     3331930-3331760-0611

مهمانِ آلبر كامو در سایه

در جلسه ی این هفته ی حوزه ی ادبیات داستان كوتاه« مهمان » اثر آلبر كامو در روز چهارشنبه ۳ اسفند 84 ساعت 17 برگزار می شود . متاسفانه نتوانستم متن این داستان را پیدا كنم . ولی در كتابخانه ی وبلاگ كتابهای دیگری از این نویسنده از جملهسقوط  و  طاعون  و بیگانه را قرار داده ام امیدوارم كه مورد استفاده تان قرار بگیرد . گفتنیست جلسات حوزه ی ادبیات انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته چهارشنبه ها ساعت 17 برگزار می شود . از عموم علاقه مندان دعوت می شود در این جلسات شركت كنند .

محل برگزاری جلسات :

 اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگیهنری  سایه  3331930-3331760-0611

مهمانِ آلبر كامو در سایه

در جلسه ی این هفته ی حوزه ی ادبیات داستان كوتاه« مهمان » اثر آلبر كامو در روز چهارشنبه ۳ اسفند 84 ساعت 17 برگزار می شود . متاسفانه نتوانستم متن این داستان را پیدا كنم . ولی در كتابخانه ی وبلاگ كتابهای دیگری از این نویسنده از جملهسقوط  و  طاعون  و بیگانه را قرار داده ام امیدوارم كه مورد استفاده تان قرار بگیرد . گفتنیست جلسات حوزه ی ادبیات انجمن فرهنگی هنری سایه هر هفته چهارشنبه ها ساعت 17 برگزار می شود . از عموم علاقه مندان دعوت می شود در این جلسات شركت كنند .

محل برگزاری جلسات :

 اهواز ، کیان پارس ،  فلکه ی سوم ، خیابان میهن غربی ، موسسه ی فرهنگی ورزشی دیهیم ،  طبقه ی همکف_ انجمن فرهنگیهنری  سایه  3331930-3331760-0611

نقد تپه هایی چون فیل های سفید

جلسه ی نقد و بررسی داستان کوتاه (( تپه هایی چون فیل های سفید )) اثر مشهور ارنست همینگوی چهارشنبه ی قبل در  حوزه ادبیات برگزار شد: شما میتوانید نقد و بررسی این داستان را در ادامه و متن داستان را در صفحه ی ادبیات مطالعه نمائید .

 مهمترین نکته در آغاز جلسه این بود که تنها دو سه نفر از اعضای حاضر متوجه موضوع داستان شده بودند که این به دلیل سادگی در روایت و  خودداری نویسنده از حضور در روایت است:

زیرا خواننده با دیالوگ هایی سروکار دارد که مشخصا" نمی تواند درباره ی موضوع مهمی باشد: تپه هایی چون فیل های سفید.

اما هنر همینگوی اتفاقا" در این نکته نهفته است که سعی شده با استفاده از بازخوانی دیالوگ ها و ارتباط بین آن ها به این مهم دست یابیم:

1. دیالوگ (( چشم دیدن نداری )):

با خواندن این دیالوگ متوجه می شویم که مرد با دختر اختلاف دارد.

2. دیالوگ (( آره همه چیز طعم شیرین بیان می دهد. به خصوص چیزهایی که آدم مدت های زیادی چشم به راهشان باشد مثل افسنطین )):

دختر انتظار چیزی یا کسی را می کشد که مثل طعم شیرین بیان است و در این جا این شباهت به افسنطین نسبت داده شده که به نظر می رسد نام کسی باشد.

3. دیالوگ (( ول کن دیگر بابا )):

به نظر می رسد اختلاف بر سر افسنطین است.

4. دیالوگ (( جگ باور کن یک عمل خیلی ساده است. باور کن اسمش را عمل هم نمی شود گذاشت )):

زن قرار است تن به عمل جراحی ناخواسته ای بدهد که احتمالا" با افسنطین ارتباط دارد. ( البته ارتباط عمل جراحی با افسنطین در این قسمت تنها بر پایه حدس و گمان است )

5. دیالوگ (( آخر این تنها چیزی است که موی دماغ ماست. تنها چیزی که سد راه خوشبختی ماست ))

در ادمه نیز می خوانیم که در این عمل از فشار هوا استفاده می کنند.

 نتیجه گیری:

الف: دختری که انتظار افسنطین را می کشد و مردی که از این اتفاق ناراحت است.

ب: دختر قرار است تن به عملی ناخواسته بدهد که در آن از فشار هوا استفاده می کنند.

ج: با خواندن دیالوگ شماره 5 پی می بریم که حدس ما درست بوده و دختر می خواهد فرزند درون شکمش را نگه دارد اما مرد این کار را سد راه خوشبختی می داند.

اما لاینل تریلینگ منتقد سر نخ را در جایی دیگر جستجو می کند ضمن این که هیچ اشاره ای به نام افسنطین نمی کند( رجوع کنید به جلد اول داستان و نقد داستان گزیده و ترجمه احمد گلشیری)

در باره نام داستان:

 لاینل تریلینگ: در پاره ای نواحی مشرق زمین فیل سفید جانوری مقدس است که با صرف هزینه ای گزاف باید از آن نگهداری کرد بی آن که به کارش گمارد. بدین ترتیب فیل سفید چیزی است که که به ظاهر اعتبار و ارزشی دارد اما در عمل وبال گردن است و باید از آن رهایی یافت.

نظرات کوتاه اعضای شرکت کننده در جلسه:

1.داستان درباره خودکشی است.

2.داستان درباره بمب گذاری است.

3.دختر نیز مانند مرد علاقه ای به نگه داشتن بچه ندارد. بل که نگرانی اش به خاطر عدم رسیدن به خوشبختی پس از چنین عملی است.

4تکنیک نویسنده بر این اساس استوار است: رئالیسم محض بی کم و کاست. به همین دلیل به نظر می رسد شخصی واقعه ای را دیده و برای ما بازگو می کند بدون این که در آن دخالت کند.

5.نویسنده در جایی از داستان خواسته یا ناخواسته حضور دارد و به نوعی با دختر احساس همدردی می کند: آن جا که از زبان راوی می شنویم : تپه ها زیر آفتاب سفید می زد و اطراف شان خشک و قهوه ای بود.دختر گفت: (( مثل فیل های سفید ))

6.درک درونمایه در این گونه داستان ها ارتباط تنگاتنگی با درک موضوع داستان دارد که به محض دریافت موضوع داستان درونمایه بر خواننده آشکار می شود و در صورت عدم دریافت موضوع نتیجه ی عکس حاصل می شود.

طغیان کارون

این هم عكسی از طغیان رودخانه ی كارون در شهر اهواز كه البته آب كارون از این هم بالاتر آمده و حتی نرده های كنار پارك هم زیر آب رفته . دیشب باز هم بمبی  در خیابان الهام در كیانپارس منفجر شده كه گویا صوتی بوده و تلفاتی هم نداشته . این بمب گذاریها هم انگار عادی شده و با وجود اینكه ماموران بسیج در سطح شهر به طور محسوسی مشغول گشت زنی هستند كماكان از این دست بمب گذاریهای كور دیده می شود . امیدوارم كه این آخرین آن باشد . ضمنا توضیحی می خواستم بدهم راجع به كتابها . بعضی از كتابهای موجود در كتابخانه  كه از كتابخانه ی خوشه برداشته ام نیاز به برنامه ی خاصی دارند كه می توانید كه این برنامه را می توانید از اینجادانلود نمائید .  راهنمای خدمت سربازی هم دیگه از اون حرفاست . خواندن این یكی رو به اونهایی كه در شرف اعزام به خدمت اونم از نوع مقدسش هستند توصیه می كنم . ضمنا از اینكه آمار وبلاگ از ده هزار گذشته خیلی خوشحالم و امیدوارم كه تداوم داشته باشد و بتوانیم مطالب مفیدی را عرضه كنیم .