جلسه ی نقد و بررسی داستان کوتاه (( تپه هایی چون فیل های سفید )) اثر مشهور ارنست همینگوی چهارشنبه ی قبل در حوزه ادبیات برگزار شد: شما میتوانید نقد و بررسی این داستان را در ادامه و متن داستان را در صفحه ی ادبیات مطالعه نمائید .
مهمترین نکته در آغاز جلسه این بود که تنها دو سه نفر از اعضای حاضر متوجه موضوع داستان شده بودند که این به دلیل سادگی در روایت و خودداری نویسنده از حضور در روایت است:
زیرا خواننده با دیالوگ هایی سروکار دارد که مشخصا" نمی تواند درباره ی موضوع مهمی باشد: تپه هایی چون فیل های سفید.
اما هنر همینگوی اتفاقا" در این نکته نهفته است که سعی شده با استفاده از بازخوانی دیالوگ ها و ارتباط بین آن ها به این مهم دست یابیم:
1. دیالوگ (( چشم دیدن نداری )):
با خواندن این دیالوگ متوجه می شویم که مرد با دختر اختلاف دارد.
2. دیالوگ (( آره همه چیز طعم شیرین بیان می دهد. به خصوص چیزهایی که آدم مدت های زیادی چشم به راهشان باشد مثل افسنطین )):
دختر انتظار چیزی یا کسی را می کشد که مثل طعم شیرین بیان است و در این جا این شباهت به افسنطین نسبت داده شده که به نظر می رسد نام کسی باشد.
3. دیالوگ (( ول کن دیگر بابا )):
به نظر می رسد اختلاف بر سر افسنطین است.
4. دیالوگ (( جگ باور کن یک عمل خیلی ساده است. باور کن اسمش را عمل هم نمی شود گذاشت )):
زن قرار است تن به عمل جراحی ناخواسته ای بدهد که احتمالا" با افسنطین ارتباط دارد. ( البته ارتباط عمل جراحی با افسنطین در این قسمت تنها بر پایه حدس و گمان است )
5. دیالوگ (( آخر این تنها چیزی است که موی دماغ ماست. تنها چیزی که سد راه خوشبختی ماست ))
در ادمه نیز می خوانیم که در این عمل از فشار هوا استفاده می کنند.
نتیجه گیری:
الف: دختری که انتظار افسنطین را می کشد و مردی که از این اتفاق ناراحت است.
ب: دختر قرار است تن به عملی ناخواسته بدهد که در آن از فشار هوا استفاده می کنند.
ج: با خواندن دیالوگ شماره 5 پی می بریم که حدس ما درست بوده و دختر می خواهد فرزند درون شکمش را نگه دارد اما مرد این کار را سد راه خوشبختی می داند.
اما لاینل تریلینگ منتقد سر نخ را در جایی دیگر جستجو می کند ضمن این که هیچ اشاره ای به نام افسنطین نمی کند( رجوع کنید به جلد اول داستان و نقد داستان گزیده و ترجمه احمد گلشیری)
در باره نام داستان:
لاینل تریلینگ: در پاره ای نواحی مشرق زمین فیل سفید جانوری مقدس است که با صرف هزینه ای گزاف باید از آن نگهداری کرد بی آن که به کارش گمارد. بدین ترتیب فیل سفید چیزی است که که به ظاهر اعتبار و ارزشی دارد اما در عمل وبال گردن است و باید از آن رهایی یافت.
نظرات کوتاه اعضای شرکت کننده در جلسه:
1.داستان درباره خودکشی است.
2.داستان درباره بمب گذاری است.
3.دختر نیز مانند مرد علاقه ای به نگه داشتن بچه ندارد. بل که نگرانی اش به خاطر عدم رسیدن به خوشبختی پس از چنین عملی است.
4تکنیک نویسنده بر این اساس استوار است: رئالیسم محض بی کم و کاست. به همین دلیل به نظر می رسد شخصی واقعه ای را دیده و برای ما بازگو می کند بدون این که در آن دخالت کند.
5.نویسنده در جایی از داستان خواسته یا ناخواسته حضور دارد و به نوعی با دختر احساس همدردی می کند: آن جا که از زبان راوی می شنویم : تپه ها زیر آفتاب سفید می زد و اطراف شان خشک و قهوه ای بود.دختر گفت: (( مثل فیل های سفید ))
6.درک درونمایه در این گونه داستان ها ارتباط تنگاتنگی با درک موضوع داستان دارد که به محض دریافت موضوع داستان درونمایه بر خواننده آشکار می شود و در صورت عدم دریافت موضوع نتیجه ی عکس حاصل می شود.